مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٥٦
همواره در يك حدّ باقى مىماند، بلكه مىتوان امر فطرى را ضعيف و كمرنگ كرد و بر روى آن سرپوش نهاد؛ مانند غريزه جنسى كه جزو سرشت انسان است و حال آنكه هستند كسانى كه تا پايان زندگى ازدواج نمىكنند. بنابراين، خمير مايه امور فطرى در نهاد آدمى وجود دارد و انسان مىتواند مايههاى فطرى و ذاتى خود را شكوفا كند يا سرچشمههاى پاك و زلال آن را تيره گرداند. عدالتخواهى نيز ريشه در فطرت انسان دارد، ولى ممكن است عوارضى پيش آيد و انسان را از آن دور سازد. ولى هيچگاه گرايشهاى فطرى به كلّى از نهاد و سرشت آدمى رخت برنمىبندد و هرگاه غبار و پرده حجاب از آنها برداشته شود، نوروفروغشان تجلىخواهد كرد. از اين رو، پيامبران (ع) همواره دعوت خويش به خداپرستى را تكرار و يادآورى مىكردهاند تا بدين وسيله پردههاى غفلت و غرايز حيوانى را از روى فطرت انسانىكنار زنند و انسان را به اصل خويش بازگردانند. آنان آمدهاند تا مايههاى نهفته در نهاد بشر را بيرون كشند و آشكار سازند و امانت الهى فطرتش را بارور كنند و او را به ايمانى پالايش يافته از هرگونه شرك و خرافه رهنمون شوند:
لَمَّا بَدَّلَ اكْثَرُ خَلْقِهِ عَهْدَ اللَّهِ الَيْهِمْ فَجَهِلُوا حَقَّهُ وَاتَّخَذُوا الْأَنْدادَ مَعَهُ وَاحْتالَتْهُمْ الشَّياطينُ عَنْ مَعْرِفَتِهِ وَاقْتَطَعَتْهُمْ عَنْ عِبادَتِهِ فَبَعَثَ فيهِمْ رُسُلَهُ وَ واتَرَ الَيْهِمْ انْبِيائَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ ميثاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسىَّ نِعْمَتِهِ. «١» وقتى بيشتر مردمان، پيمان خدا- بر توحيد و خداپرستى- را شكستند و حق او را به فراموشى سپردند و برايش شرك و مانند قرار دادند، شيطانها آنان را از معرفت خداوند دور ساختند و از پرستش او جدايشان كردند. آن گاه، خداوند پيامبرانش را ميان مردم برانگيخت و آنان را پياپى فرستاد تا پيمان فطرىاش را از مردم بخواهند و نعمت فراموش شدهاش را به يادشان آورند.
يكى از دلايل مهم فراموشى فطرت سرگرمى به ظواهر دنيا است. تماس همه جانبه انسان با جهان طبيعت و فرورفتن در زندگى مادى، اين كشش را در حجاب مىبرد. انسان