مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٨٧
بنابراين، علت ترس عدّهاى از مرگ اين است كه مرگ در نظر آنان فناى مطلق است، امّا اگر مرگ را همچون تولّد نوزاد از مادر، تولدى ديگر بدانيم و معتقد باشيم كه با عبور از اين گذرگاه سخت به جهانى مىرسيم كه از اين جهان بسيار وسيعتر، پرفروغتر و آرام بخشتر است و نيز مرگ را مرحله انتقال به نوع عاليتر و كاملتر از زندگى بدانيم كه زندگى فعلى در مقايسه با آن، مرگ محسوب مىشود، در اين صورت مرگ نه تنها وحشتناك و نفرتانگيز نخواهد بود بلكه زيبا و دوست داشتنى خواهد شد.
ج- ترس از كيفر اعمال:
گروهى نيز از مرگ وحشت دارند، اما نه به اين معنا كه مرگ را فناى مطلق بدانند و منكر زندگانى پس از آن باشند، بلكه آن چنان پرونده اعمال خود را سياه و تارك مىبينند كه گويا با چشمان خود، كيفرهاى سنگين و مجازاتهاى دردناك بعد از مرگ را، مشاهده مىكنند و يا حداقل چنين احتمال را مىدهند و چون بايد پاسخگوى تخلّفات خود باشند از وقوع آن روز وحشت دارند. قرآن كريم مىفرمايد:
وَ لا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَيْديهِمْ «١» آنان (يهوديان) به سبب اعمالى كه از پيش فرستادهاند، هرگز تمناى مرگ نمىكنند! اين آيه اشاره دارد به ادعاى قوم يهود كه خود را از دوستداران حقيقى خدا قلمداد مىكردند. آيه بالا در مورد آنان مىفرمايد: ادعاى دروغين مىكنند، زيرا اگر راست مىگفتند و دوستدار خدا بودند بايد شوق ديدار خدا و آرزوى مرگ را داشته باشند.
شخصى از امام حسن عليهالسلام پرسيد: چرا از مرگ مىترسيم؟ فرمود:
إِنَّكُمْ أَخْرَبْتُمْ اخِرَتَكُمْ وَ عَمَّرْتُمْ دُنْياكُمْ فَأَنْتُمْ تَكْرَهُونَ النَّقْلَةَ مِنَ الْعُمْرانِ إِلَى الْخَرابِ. «٢» همانا شما آخرت خود را خراب كرده و دنيايتان را آباد كردهايد، پس ناپسند مىداريد كه از آبادانى به سوى خرابى منتقل گرديد.