مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٨٦
درس بيست و ششم: علل ترس از مرگ با توجه به آيات قرآن كريم و سخنان پيشوايان معصوم (ع) درمىيابيم كه مرگ، سبب نيستى انسان نمىشود، بلكه انتقال از زندگانى محدود به زندگانى وسيعتر و كاملتر است.
ليكن انسان به سبب علل و عواملى از مرگ مىهراسد. برخى از آن عوامل عبارتند از:
الف- دلبستگى شديد به دنيا:
يكى از علل عمده هراس از مرگ، علاقه و دلبستگى به دنيا و مظاهر آن است. وقتى انسان محبت شديد به دنيا، اموال، فرزندان و بستگان و خويشان پيدا كرد، جدا شد ن از آنها براى او دشوار است.
اما اگر علاقه انسان به دنيا در راستاى عشق به خدا و كسب رضاى الهى باشد، دل كندن از اين علايق و روى آوردن به محبوب حقيقى بسيار آسان خواهد بود، در صورتى كه اگر محبت انسان نسبت به اموال، فرزندان، مقام و نظاير آن مستقل و جداى از توجه به خدا باشد موجب مىشود تا انسان از مرگ بگريزد.
ب- هراس از نيستى:
انسان از نيستى و نابودى مىهراسد؛ مثلًا از فقر مىترسد چون فقر، نداشتن ثروت است، از بيمارى مىترسد؛ زيرا آن از دست دادن سلامتى است، از تاريكى مىترسد چون نور در آن نيست، از بيابان و خانه خالى مىترسد، چون كسى را در آنجا نمىيابد. از زلزله و صاعقه و حيوان درنده وحشت دارد، چون او را به نابودى تهديد مىكند.