مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٤٣
درس بيستم: برخى ويژگىهاى ديگر پيامبران برهانهاى لزوم بعثت انبيا دلالت ندارد كه تعداد انبيا چند نفر بايد باشد بلكه اگر شرايط زندگى بشر بهگونهاى بود كه يك پيامبر مىتوانست همه نيازمنديهاى انسان را تا پايان جهان بيان كند، به طورى كه هر فرد و گروهى در طول تاريخ بتواند وظيفه خود را به وسيله پيامهاى همان پيامبر بشناسد، همان يك پيامبر كافى بود و دليلى بر لزوم كثرت انبيا وجود نداشت. امّا عمر هر انسانى محدود است و مقتضاى حكمت آفرينش اين نبوده كه نخستين پيامبر تا پايان جهان زنده بماند و همه انسانها را خودش راهنمايى كند. علاوه بر اين، در زمانهاى گذشته امكانات تبليغى به گونهاى نبوده كه يك پيامبر بتواند پيامهاى خود را به همه جهانيان ابلاغ كند. شرايط و احوال زندگى انسانها هم در زمانها و مكانهاى مختلف يكسان نيست و اين اختلاف شرايط و پيچيدهشدن تدريجى روابط اجتماعى، مىتواند در كيفيت و كميت احكام و قوانين و مقررّات اجتماعى مؤثّر باشد و در پارهاى از موارد تشريع قوانين جديدى را مىطلبد. به اضافه اين كه تعاليم يك پيامبر در ميان پيروانش به مرور زمان و تحت تأثير عوامل مختلف، دستخوش تحريف قرار مىگرفت.
با توجه به اين نكات، حكمت تعدّد انبيا و اختلاف شرايع آسمانى در پارهاى از احكام عبادى يا قوانين اجتماعى روشن مىشود. از نظر عقلى راهى براى تعيين تعداد پيامبران و كتب آسمانى نداريم و نمىتوانيم قضاوت عقلى كنيم كه در چه زمان و مكانى مىبايست پيامبر ديگر مبعوث شود يا شريعت جديدى نازل گردد؛ همين اندازه مىتوان فهميد كه هر گاه شرايط زندگى بشر بگونهاى باشد كه دعوت پيامبرى به همه جهانيان برسد و