مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٣٦
وَ ما كانَ لِبَشَرٍ انْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ الَّا وَحْياً اوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ اوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحى بِاذْنِهِ ما يَشاءُ «١» خداوند با بشرى سخن نمىگويد جز از راه وحى (بدون واسطه) يا از پشت حجاب يا رسولى را مىفرستد، پس با اذن خداوند آنچه مىخواهد وحى مىكند.
از آيه فوق سه نوع ارتباط پيامبران با خداوند، استفاده مىشود:
الف- گاهى دستورات الهى بر روح و قلب پاك آنها بدون واسطه وحى مىشود و خداوند بدون واسطه با آنان گفتگو مىكند.
ب- گاهى ممكن است خالق جهان از پشت حجابى مانند درخت با ايجاد صوت با پيامبر خود سخن بگويد، مانند مكالمهاى كه خداوند در وادى طور با حضرت موسى (ع) كرد. «٢» و از اين نوع است آنچه كه به پيامبران در خواب وحى مىشود مانند خوابى كه ابراهيم (ع) در آن براى ذبح اسماعيل مأموريّت يافت. «٣» ج- گاهى وحى به وسيله فرشتهاى كه حامل پيام است انجام مىگيرد و فرشته آسمانى سخن خدا را حكايت مىكند كه قرآن يا بخشى از آن از اين طريق به وسيله جبرئيل بر پيامبر اسلام نازل شده است. قرآن مىفرمايد:
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْامينُ عَلى قَلْبِكَ «٤» روح الامين (جبرئيل) آن (قرآن) را بر قلب تو نازل كرد.
مرحوم علامه طباطبائى مىفرمايد: «روايات زيادى مؤيّد اين معناست كه همانگونه كه جبرئيل بر پيامبر اسلام نازل مىشد كه قسم سوم از وحى است. در خواب هم به او وحى مىشد كه از نوع دوّم است و نيز بدون واسطه به او وحى مىشد كه قسم اوّل است.» «٥»