مبانى انديشه اسلامى(1) - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٠٣
مىتوانيم راه سعادت را بشناسيم، جوابش در درس اول داده شد و در آنجا نارساييهاى عقل تبيين گرديد.
بله وجدان بعد از انجام عمل وارد كار مىشود و انسان را توبيخ يا تشويق مىكند و قبل از آن كارى از وجدان ساخته نيست.
همچنين يكى از نمودهاى وجدان، قضاوت او در مورد كارهايى است كه از انسان سر مىزند. قضاوت عبارت است از تطبيق قانون بر گفتار يا كردار انسان. پس در قضاوت سه چيز لازم است:
الف- قانونى كه معيار حق و باطل است.
ب- گفتار يا كردار انسانى كه مورد انطباق قانون است. و مقصود از كردار معناى عمومى آن است.
ج- شخص قضاوتكننده يعنى كسى كه گفتار يا كردار انسانى را به قانون عرضه نمايد و مجرم بودن يا نبودن وى را اثبات كند.
پس اين كه مىگوييم وجدان قاضى است، بايستى قانونى باشد تا وجدان وضع و عمل ما را به آن عرضه نموده و حكم كند.
چون قاضى فقط با عرضه حال و وضع فرد بر قانون، مجرم يا مبرّا بودن او را مشخص مىنمايد و آن قوانين از طريق عقل يا قراردادهاى اجتماعى كشف يا وضع مىشود. حال مىپرسيم آيا وجدان در قضاوت خود اشتباه مىكند يا نه؟
جواب: گفتيم كه وظيفه وجدان سنجيدن اعمال ما با قانون و معيارى است كه به او داده شده و حكم به مطابقت و صحّت يا عدم تطبيق عمل با آن قانون است. در اين قضاوت وجدان هيچگونه خطايى نمىكند. خطاى وجدان مربوط به معيارى است كه به او داده مىشود اگر معيارى كه به وسيله عقل يا قراردادهاى اجتماعى به عنوان حق و نيك تشخيص داده شد، در واقع حق نباشد وقتى وجدان وضع و عمل فردى را با آن معيار بسنجد، بدون شك حكم به صحت و نيك بودن آن عمل مىكند در حالى كه آن عمل صحيح و حق نيست چون معيارش حق نبوده، نه اينكه وجدان در تشخيص خطا كرده است.