دريا در قرآن، حديث و فقه اسلامي - عبداللهی، مهدی - الصفحة ٨٢
تا انسان مىتواند ايستاده نماز بخواند، نبايد بنشيند، مثلًا كسى كه در موقع ايستادن، بدنش حركت مىكند يا مجبور است به چيزى تكيه دهد، يا بدنش را كج كند، يا خم شود يا پاها را بيشتر از معمول گشاد بگذارد، بايد به هر طور كه مىتواند ايستاده نماز بخواند. ولى اگر به هيچ قسم حتى مثل حال ركوع هم نتواند بايستد، بايد راست بنشيند و نشسته نماز بخواند. «١» كسى كه مىتواند بايستد اگر بترسد كه به واسطه ايستادن مريض شود يا ضررى به او برسد، مىتواند نشسته نماز بخواند و اگر از نشستن هم بترسد، مىتواند خوابيده نماز بخواند. «٢» ركوع كسى كه نشسته ركوع مىكند، بايد به قدرى خم شود كه صورتش مقابل زانوها برسد و بهتر است به قدرى خم شود كه صورت نزديك جاى سجده برسد. «٣» كسى كه مىتواند ايستاده نماز بخواند اگر در حال ايستاده يا نشسته نتواند ركوع كند، بايد ايستاده نماز بخواند و براى ركوع با سر اشاره كند و اگر نتواند اشاره كند، بايد به نيت ركوع چشمها را، هم بگذارد و ذكر آن را بگويد و به نيت برخاست از ركوع، چشمها را باز كند و اگر از اين هم عاجز است بايد در قلب، نيت ركوع كند و ذكر آن را بگويد. «٤» سجده در سجده بايد كف دست را بر زمين بگذارد ولى در حال ناچارى پشت دست هم مانعى ندارد، و اگر پشت دست ممكن نباشد، بايد مچ دست را بگذارد، و چنانچه آن را هم نتواند، بايد تا آرنج هر جا را كه مىتواند بر زمين بگذارد و اگر آن هم ممكن نيست، گذاشتن بازو كافى است. «٥» كسى كه مقدارى از شست پايش بريده، بايد بقيّه آن را به زمين بگذارد، و اگر چيزى از آن نمانده يا اگر مانده خيلى كوتاه است بايد بقيّه انگشتان را بگذارد و اگر هيچ انگشت ندارد، بايد هر مقدارى از پا باقى مانده به زمين بگذارد.»