دريا در قرآن، حديث و فقه اسلامي - عبداللهی، مهدی - الصفحة ٣٢
حضرت نوح عليهالسلام كه از انبياء اولوالعزم به شمار مىرود، ٩٥٠ سال در ميان قوم خويش به دعوت پرداخت و به اميد هدايت ايشان، بر شكنجه و آزار آنان صبر كرد و مسخره و استهزايشان را تحمّل نمود؛ امّا جز اندكى به او نپيوستند و نور ايمان در قلب سياه اكثر آنها نتابيد تا اينكه از جانب خداوند، وحى شد:
أَنَّهُ لَن يُؤْمِنَ مِن قَوْمِكَ إِلَّا مَن قَدْ آمَنَ. (هود: ٣٦)
هرگز كسى از قوم تو ايمان نخواهد آورد، جز همان چند تنى كه ايمان آوردهاند.
نوح (ع) چون دريافت كه قلبهاى آنان پذيراى ايمان نيست و بر دلهايشان مهر زده شده و ديگر در برابر دعوت حق و اقامه برهان تسليم نمىشوند به پروردگار خويش عرضه داشت:
... رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّاراً. (نوح: ٢٦)
پروردگارا، از اين قوم كافر، احدى را بر روى زمين باقى مگذار، كه اگر پيش از اين مهلت يابند بندگانت را گمراه كرده و جز فرزندانى بدكار و كافر به دنيا نخواهند آورد.
خداوند خواسته نوح عليهالسلام را برآورد و بدو وحى كرد كه طبق وحى، كشتى بساز و ديگر درباره اين مردم ظالم با من سخن مگوى كه ايشان غرقشدنى هستند.
نوح (ع) مكانى دور از شهر انتخاب كرد؛ تخته، ميخ و ابزار لازم را آماده ساخت و به ساختن كشتى مشغول شد؛ ولى آنجا نيز از سرزنش و استهزاى دشمنان ايمن نبود عدّهاى مىگفتند:
چه شد كه پيامبرى را رها كرده، نجّار شدى؟! و جمعى ديگر گفتند: اين كشتى كه مىسازى دور از آب و درياست؛ آيا براى بردن آن به سوى دريا فكرى كردهاى؟! نوح (ع) به سرزنش آنان اعتنا نكرده و جواب داد:
اگر امروز ما را به تمسخر مىگيريد ما نيز، به زودى شما را مسخره خواهيم كرد و طولى نمىكشد كه خواهيد دانست عذاب نكبت بار و شكنجه دايمى بر چه كسى وارد خواهد شد. «١» آنگاه كه ساختن كشتى به اتمام رسيد، نوح (ع) به انتظار دستور خدا نشست. وقتى كه فرمان خداوند صادر شد و نشانههاى عذاب الهى آشكار گشت، درهاى آسمان به باران شديد باز شد و