دريا در قرآن، حديث و فقه اسلامي - عبداللهی، مهدی - الصفحة ٤٣
دسته اول، كسانى بودند كه آنها را از اين كار زشت بازداشته و از عذاب الهى بيم مىدادند.
دسته دوم، كسانى بودند كه خود، مرتكب اين گناه نمىشدند و لكن با گناهكاران نيز كارى نداشتند بلكه، به دسته اول كه نهى از منكر مىكردند اعتراض كرده، مىگفتند:
براى چه گروهى را كه خدا هلاك مىكند، يا به عذاب سخت، گرفتارشان مىسازد پند مىدهيد.
آنان در جواب گفتند:
پند دادن ما، عذرجويى به پيشگاه پروردگارتان است و به اميد آنكه- از اين گناه- پرهيز كنند.
امّا چون گناهكاران در گناه خويش اصرار ورزيدند، و بيم و اندرزهاى نيكان قوم را ناديده گرفتند خداوند، كسانى را كه به وظيفه نهى از منكر، عمل مىكردند نجات داد و بقيه را به عذاب شديد گرفتار ساخت و آنان كه از دستورات خدا سرپيچيدند به صورت بوزينگان مطرود، مسخ شدند. «١» درس مهمّى كه از داستان اصحاب سبت، گرفته مىشود، اين است كه نمىتوان در برابر فرمان الهى حيلهاى كرد و چارهاى انديشيد، به گونهاى كه با ظاهر فرمان مخالفت نشود ولى در واقع چنين مخالفتى صورت گرفته باشد. زيرا خدا به ظاهر رفتارها كارى ندارد بلكه باطن آنها را مىبيند و ثواب و عقاب او بر واقع اعمال مترتّب مىگردد.