نيرو انسانى در سازمان دفاعى - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٧٠
خود را در آماج تيرهاى تجاوز مىبيند بىآن كه از خود غيرتى و شهامتى نشان دهد.
اميرمؤمنان عليه السلام فرجام جهادگريزى را كه دامنگير جامعه شده و آن را به انحطاط مىكشاند چنين بيان مىكند:
«فَمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ الْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِ وَشَمْلَةَ الْبَلاءِ وَدُيِّثَ بِالصِّغارِ وَالْقَماءَةِ وَضُرِبَ عَلى قَلْبِهِ بالْاسْهابِ وَاديلَ الْحَقِّ مِنْهُ بِتَضْييعِ الْجِهادِ وَسِيمَ الْخَسْفَ وَمُنِعَ النَّصَفَ.» «١» هر كس از جهاد روى برتابد، خداوند لباس ذلّت بر او پوشاند و بلا و مصيبت بر او هجوم آورد.
و كوچك و خوار گردد و عقل و فهمش تباه شود و به واسطه تضييع جهاد، حق او پايمال و نشانههاى ذلّت و پستى در او آشكار گردد و از عدالت محروم شود.
آنگاه حضرتش در نكوهش كوفيان جهادگريز كه سرزمينشان عرصه تاخت و تاز شاميان، بدون هيچ واكنشى قرار گرفته، مىفرمايد:
«رويتان سياه و نامتان ننگآلوده باد. بر شما مىتازند بىآن كه در مقابل، تاخت و تازى داشته باشيد. غارتتان مىكنند بىآن كه پاسخى بشنوند ... در گرماى تابستان به بسيجتان فرمان مىدهم، مىگوييد اينك هوا در اوج گرما است، بگذار تا كاستى گيرد و چون در زمستان حمله را فرمان مىدهم، مىگوييد اينك اوج سرما است، مهلتى ده تا سرماى سخت بگذرد. و راستى وقتى كه شما چنين از سرما و گرماى هوا مىگريزيد، در برق شمشيرها چگونه توان ايستادگى خواهيد داشت؟» «٢» انگيزه و اهداف جهادگريزان انگيزه و هدف جهادگريزان در دو زمينه فردى و اجتماعى قابل بررسى است. سستى ايمان، هراس از مرگ، دلبستگى به دنيا، در زمينه فردى؛ و تضعيف روحيه و توان رزمى