نيرو انسانى در سازمان دفاعى - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٣٩
درس چهارم: نيروهاى موظّف (خدمت سربازى)
نيروى انسانى در نظام دفاعى اسلام تنها به وسيله نيروى كادر ثابت شكل نمىگيرد، بلكه ضرورت دفاع و جهاد و حفظ امنيّت جامعه و مرزهاى كشور ايجاب مىكند كه همه افراد بهويژه نيروهاى جوان و پر انرژى در آن سهيم باشند. از اين رو موضوع «سربازى» و حضور جوانان در سازمان رزم مورد توجّه حكومتها قرار داشته و دارد. و از سه زاويه قابل توجّه مىباشد: يكى از لحاظ صرفه جويى در هزينههاى دفاعى كشور، دوّم برخوردارى از نيروى پر انرژى و نيرومند جوان و سوم، آموزش نظامى آحاد افراد كشور. به همين جهت سربازى در دنيا يك امر طبيعى و داراى قوانين و مقرراتى است كه تخلّف از آن پيگرد قانونى دارد.
پيشينه تاريخى خدمت سربازى در ايران به سلسله هخامنشى (قبل از اسلام) مىرسد. در عهد داريوش، نيروى نظامى ارتش داراى سازماندهى مرتب و منظم بود و براى امنيت كشور و جلوگيرى از تجاوزات احتمالى دشمن پادگانهاى ثابتى احداث گرديده بود و به هنگام جنگ افراد بين سنين ١٥ تا ٥٠ سال مىبايست آماده خدمت سربازى مىشدند كه تخلّف از آن كيفر مرگ را در پى داشت. «١» در دولتهاى صفوى (به ويژه زمان شاهعباس)، افشار و قاجار نيز ارتش داراى تشكيلاتى بود. در زمان فتحعليشاه، ارتش به شيوه اروپايى، توسط عباسميرزا سازماندهى شد، و از اين دوره فنون و انضباطى غربى به ايران راه يافت. با ظهور شخصيت اميركبير تحولى در ارتش پديد آمد و در پى ايجاد