نيرو انسانى در سازمان دفاعى - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٢٠
در درجه اوّل در رديف بقيه بنيانهاى اجتماعى توجه شده و مورد اهتمام قرار گرفته است. از نظر اسلام نيروهاى مسلّح مايه عزّت و سربلندى دين و اسلام هستند و در حقيقت راههاى امنيت و آرامش ملّى، نيروهاى مسلّح هستند، اصلًا قوام ملّت بدون نيروهاى مسلّح امكانپذير نيست.»» در قسمتى از نامه اميرمؤمنان عليه السلام به مالك اشتر آمده است:
«فَالْجُنُودُ بِاذْنِ اللَّهِ حُصُونُ الرَّعِيَّةِ، وَزَيْنُ الْؤلاةِ وَعِزُّالدّينِ، وَسُبُلُ الْأَمْنِ وَلَيْسَ تَقُومُ الرَّعِيَّةُ الَّا بِهِمْ.» «٢» سپاهيان به اذن خداوند، دژهاى محكم مردم و پاسدار امّت و زينت فرمانروايان و عزت دين وافزار امنيتاند كه مردم بدون يارى آنان آسايش نخواهند يافت.
در اين نامه نقش و جايگاه نيروهاى مسلّح در سه مأموريت اصلى نمايان است:
١- دفاع از ملّت و دولت و مرزهاى كشور اسلامى در برابر تجاوز دشمنان و هجوم بيگانگان. (دژهاى مردم)
٢- برقراى امنيت داخلى، جلوگيرى از شورش و آشوب بغات، محاربان و توطئهگران داخلى. (افزار امنيت)
٣- پاسدارى از انديشه و آرمانى كه دولت و جامعه بر پايه آن قوام يافته و استوار گشته است. (عزّت دين)؛ زيرا ارتش اسلامى ارتش مكتبى است كه بر پايه بينش اسلامى شكل مىگيرد، سربازان و افسران آن به اسلام و رسالت آن متعهد هستند و در زندگى شخصى و عملى خود بدان وفا دارند و در جامعه از اسلام در برابر تحريف و بدعتگرى دفاع مىكنند. نيروهاى مسلّح اسلامى از اين ديدگاه، نهادى فرهنگى و مكتبى است و تنها نيروى جنگى و نظامى نيست. «٣» قواى مسلّح در نظام دفاعى اسلام در كلمات بنيانگذار نظام جمهورى اسلامى- امام