نيرو انسانى در سازمان دفاعى - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٧١
نيروهاى جهادى، در زمينه اجتماعى؛ پايه و اساس فرار و تخلّف را سامان مىدهند.
١- سستى ايمان كسى كه ايمانش لقلقه زبان و از پاى بست ويران باشد، در ميدان عمل و جهاد در راه خدا، سُست و ناتوان خواهد بود. و به خاطر سستى ايمانش، به هنگام خطر پاى به گريز مىنهد. قرآن جهادگريزان جنگ احد را چنين خطاب مىكند:
«وَلَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ» «١» و شما مرگ (و شهادت در راه خدا) را، پيش از آن كه با آن روبه رو شويد، آرزو مىكرديد؛ سپس آن را با چشم خود ديديد، در حالى كه به آن نگاه مىكرديد (و حاضر نبوديد به آن تن در دهيد.
چقدر ميان گفتار و كردار شما فاصله است؟!)
علامه طباطبايى در تفسير آيه مىفرمايد:
«خداوند با اين آيه شريفه، نادرستى و فساد انديشه آنان را كه گمان مىكردند بدون آزمايش وارد بهشت مىشوند، تثبيت كرده است. چون وقتى كه هنوز جنگى در پيش نبود پيوسته آرزوى كشته شدن و شهادت مىكردند، امّا آنگاه كه جنگ پيش آمد و آن را با چشم ديدند، گام پيش ننهادند و در پى تحقّق آرزوى خويش برنيامدند، بلكه سست شده و از جنگ و قتال گريختند.» «٢» ٢- هراس از مرگ جهادگريزان، هراسان از مرگند و حال آن كه فرار و تخلّف از جنگ به كسى عمر جاودانى نمىبخشد. قرآن در مورد جهادگريزان جنگ احزاب مىفرمايد:
«قُلْ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرَارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنْ الْمَوْتِ أَوْ الْقَتْلِ وَإِذاً لَاتُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلًا» «٣»