نيرو انسانى در سازمان دفاعى

نيرو انسانى در سازمان دفاعى - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٦٧

شادمانى ديگران را نيز از رفتن به جنگ باز مى‌داشتند.» نكاتى كه آيات به آن‌ها اشاره دارد:
١- متخلفان، نرفتن به جبهه و رها كردن سختى‌هاى آن و روى آوردن به زندگى را، آسودگى و سعادت مى‌پندارند. در صورتى كه اگر به حقيقت كردار ناپسند و فرجام بد تخلّف از جنگ بينديشند، هيچ گاه دچار چنين توهّمى نمى‌شوند و به جاى لبخند، بر تيره روزى خود سرشك از ديدگان فرو مى‌ريختند.
٢- تخلّف، هم به مال و كمك نكردن به جبهه تعلّق مى‌گيرد، هم به جان و نرفتن به جبهه.
٣- برخى متخلّفان مرتكب دو گناه مى‌شوند، گناه تخلّف خويش از جنگ. و گناه تخلّف ديگران كه اينان موجب آن شده‌اند. بدين جهت عنوان «مرجفون» (بازدارندگان) به خود گرفتند.
نقش تخريبى جهادگريزى‌ ١- كاستن توان رزمى نيروهاى جهادى‌ نيروى رزمنده، مهم‌ترين ركن در نظام دفاعى محسوب مى‌شود، كه جهادگريزانى با اعمال و رفتار خويش زمينه تضعيف روحيه نيروها را فراهم ساخته رشته همبستگى آنان را از هم مى‌گسلند و تن‌پوش كرامت و توان و قدرتمندى را از نيروهاى جهادى مى‌ستانند. اميرمؤمنان عليه السلام تاريخ عصر رسالت را به عنوان درس عبرت، يادآور جهاد گريزان مى‌شود:
«پس با دقت در چگونه بودنشان بينديشيد، آن گاه كه جمعها متحد، گرايش‌ها هماهنگ، دست‌ها درهم، شمشيرها به يارمندى، بينش‌ها تيز و تصميم‌ها يگانه بود.
آيا واقعيت جز اين بود كه در آن احوال، بر سراسر زمين سرورى داشتند و بر همه‌ى جهانيان به حق مسلط بودند؟ اينك با دقت به سرنوشت و پايان كار ايشان بنگريد به‌