عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ٣٨ - ٤ وحدت در جهت،انديشه و عمل
بنده و رسول اوست كه از جانب حق و بهحق آمده است.بهدرستى كه بهشت و جهنم حق است و بىترديد،و قيامت كه در آن هيچ شكى نيست،خواهد آمد و خداوند خفتگان را از گور برمىانگيزد.
من براى سركشى و تباهى و فساد و ستمگرى قيام نمىكنم.قيام و خروج من براى اصلاح امّت جدّم است.من تصميم دارم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به روش و سيرۀ جدّم(ص) و پدرم على(ع) عمل نمايم.اگر حق را از من پذيرا شدند كه خداوند سزاوار است به حق و اگر نپذيرفتند،شكيبايى و صبورى خواهم كرد تا خدا ميان من و آنها حكم فرمايد كه او بهترين حكمكنندگان است.اين است وصيّت من به تو اى برادر.از خدا توفيق مىطلبم،به او توكّل مىكنم و به سوى او برمىگردم.
تمام اين وصيّت سرانگشتِ اشارتى است به سوى«او»و تكليف و وظيفهاى كه امام نسبت به پروردگارش احساس مىكند.اين نكتۀ بنيادين كه بايد به«او»بخوانيم نه به«خويش»و در همۀ«حالها»و«قالها»و«آمال»او را فراچشم و حركت خويش داشته باشيم،محور حركت و وصيّت اباعبداللّه است؛در حركتهاى ظالمانه،خوشگذرانه،دنياطلبانه و خودخواهانه نشانى از اين فرهنگ نيست.
امام عاشورا در آغاز حركت خود اينگونه سخن مىگويد و در شب عاشورا نيز با خداى خويش زمزمه مىكند:
أُثْنىٖ عَلَى اللّٰهِ أَحْسَنَ الثَّنٰاءِ وَ أَحْمَدُهُ عَلَى السَّرّٰاءِ وَالضَّرّٰاءِ،أَللّٰهُمَّ انِّى أَحْمَدُكَ عَلىٰ أَنْ أَكْرَمْتَنٰا بِالنُّبُوَّةِ وَ عَلَّمْتَنَا الْقُرآنَ وَ فَقَّهْتَنٰا فِى الدّيٖنِ وَ جَعَلْتَ لَنٰا أَسْمٰاعاً وَ أَبْصٰاراً وَ أَفْئِدَةً وَ لَمْ تَجْعَلْنٰا مِنَ المُشْرِكيٖنَ [١]
[١]