عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ٥٤ - ٦ حياتبخشى و زايندگى
امام عاشورا حيات را در شهادت مىجويد و اين حيات،حيات جامعه نيز هست.بهتعبير مولوى:
اُقْتُلُونىٖ يٰا ثَقٰاتى لايماً
اِنَّ فىٖ قَتْلىٖ حَيٰاتىٖ دٰايماً
انَّ فىٖ مَوْتىٖ حَيٰاتىٖ يٰا فَتىٰ
كَمْ أُفٰارِقْ مَوْطِنىٖ حَتّى مَتىٰ
ظاهرش مرگ و به باطن زندگى
ظاهرش ابتر نهان پايندگى [١]
شهادت اباعبداللّه همۀ ابرهاى تار را شكافت،همۀ نقابها را از چهرهها دريد و حقيقت را عريان فراچشم تاريخ نشاند.اگر عريانى عاشورا نبود، عريانى حقيقت را درنمىيافتيم و اگر عطش آن روز نبود،تشنگى انسان را تا هميشه پاسخى نبود.كربلا آبروى تاريخ است؛نقطۀ زنده و جوشندۀ تاريخ كه «حيات»را به انسان تقديم كرد و شيوۀ حياتى عزّتآميز را به انسان آموخت.
هيچ جريانى چون عاشورا اينهمه زنده و زاينده نيست.هيچ حادثهاى به شتاب كربلا رسواگر باطل نبوده است.بىشك اگر شهادت حسين(ع) و اصحاب پاكبازش نبود،سير تحريف و تباهى و فساد و فريب چيزى باقى نمىگذاشت و انسان«الگويى»چنين عزيز و بزرگ و حياتآفرين و حركتبخش نمىيافت.
انقلاب مقدّس اسلامى و شهادت و پاكبازى هشتسال شكوهمند دفاع مقدّس نيز تأثير و نقشى چنين داشت.اين شهادتها و حركتها رسواگر ستم شد و به تعبير امام خمينى(ره)،صولت و ابهّت ابرقدرتها را درهم شكست؛به مسلمانان جهان آموخت كه مىتوان به رغم همۀ همدستىها و توطئههاى پيچيدۀ دشمنان ايستاد.جرأت و شهامت ايستادن در مقابل قدرتهاى جهنّمى عصر ما درسى بود كه جبهههاى نبرد هشتساله به
[١]