عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ١٦٩ - ٢ نوحهها و مراثى
مىكند،مظلوميّت و غربت آن حوادث شكننده را بازمىگويد و بر رقمزنندگان آن حادثه لعن و نفرين مىفرستد.اين سوگوارى زمينهساز انس و الفت و يگانگى با محتواى حادثه،و نفرت نسبت به قساوتپيشگان و بيدادگران است و كدام«روش»را در انتقال فرهنگ كربلا بهتر و مؤثّرتر از اين روش مىتوان يافت.اينجا است كه رمز و راز ستايش اشك و تباكى و نوحهسرايى و مرثيهخوانى را در لسان ائمه(ع) و بزرگان و فرهنگ شيعى درمىيابيم.
وقتى هستى سوگوار است،وقتى آسمانها و زمين گريان است،وقتى تنها،پايگاههاى بيداد و شقاوت شادمان و خندانند،اگر همراه با هستىِ سوگوار نگرييم،چه خواهيم بود؟ آيا برگى جداافتاده از شاخۀ هستى نخواهيم بود؟ امام صادق(ع) مىفرمايد:
اِنّ أَبٰاعَبْدِاللّٰه لَمّٰا قُتِلَ بَكَتْ عَلَيْهِ السَّمٰوٰاتُ السَّبْعُ وَ الاَرَضُونَ السَّبْعُ وَ مٰا فيٖهِنَّ وَ مٰا بَيْنَهُنَّ وَ مَنْ يَتَقَلَّبُ فِى الْجَنَّةِ وَالنّٰار وَ مٰا يُرىٰ وَ مٰا لاٰ يُرىٰ الاّٰ ثَلاٰثَةُ أَشْيٰاءَ...البَصْرَةُ وَ دِمَشْقُ وَ آلُ الْحَكَمِ بنِ أَبِىالْعٰاصِ [١]
هنگامى كه امام حسين(ع)به شهادت رسيد،آسمانها و زمينهاى هفتگانه و هر آنچه در آنها و ميان آنها بود،بر آن بزرگوار گريستند.در آن روز، اهلبهشت و جهنّم،آنچه ديده شود و ديده نشود نيز جز سه گروه بر او گريه كردند؛بصره،دمشق و خاندان حَكَم و مروانيان.
امام صادق(ع) در روايتى ديگر،از بيتابى درياها و فرشتگان و كوهها سخن مىگويد و مىفرمايد:
چشمى محبوبتر از چشم گريان بر حسين(ع) نيست.هيچ قطرۀ اشكى دوستداشتنىتر از اشك بر حسين(ع) نيست.هيچ گريندهاى نيست كه در
[١]