عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ٤٣ - ٥ تداوم و استمرار و تكامل
سرها را بر ترك اسبها بسته بودند.يكى از سواران كه سر امام حسين(ع) را همراه آورده بود،در كاخ عبيداللّه بن زياد مغرورانه سرود:
اِملَأْ رِكٰابىٖ فِضَّةً أَوْ ذَهَباً
اِنّى قَتَلْتُ السَّيِّدَ الُمحَجَّبٰا
و خَيرُهُم مَن يَذْكُرُونَ النَّسَبا
قَتَلْتُ خَيْرَ النّٰاسِ أُمّاً وَ أَباً [١]
بر ركاب من نقره يا طلا بريزيد كه بزرگى نامدار را كشتهام؛كسى را كشتم كه پدر و مادر او بهترين پدر و مادر،و نسب و نژاد او برترين است.
كوفه را آراسته بودند.هيچكس تصور نمىكرد زنان و كودكانى اسير كه از ساحل قتلگاه گذشته و گلبرگ تن شهيدان را ديده و تشنگى و گرسنگى چشيده و تازيانه و زخم خورده،توان فرياد زدن داشته باشند،امّا فرياد امام تبدار و بيدار،امام سجّاد(ع)،و سخنان زينب و امّكلثوم فضا را دگرگون كرد.وقتى امّكلثوم،دختر اميرالمؤمنينعلى(ع) فرياد زد:
يٰا أَهْلَ الْكُوفَه أَمٰا تَسْتَحُونَ مِنَ اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ أَنْ تَنْظُرُوا الىٰ حَرَمِ النَّبِى؟ [٢]
اى مردم كوفه از خدا و پيامبر شرمتان نيست كه به خاندان پيامبر اينگونه نگاه مىكنيد؟
و آنگاه كه مردم گريستند،امام سجاد(ع) فرمود:
أَلاٰ انَّ هٰؤلاٰءِ يَبْكُونَ وَ يَتَوَجَّعُونَ مِنْ أَجْلِنٰا فَمَنْ قَتَلَنٰا اذَنْ؟
اين مردم براى ما اشك مىريزند و ناله مىكنند،پس خانوادۀ ما را چه كسانى كشتهاند؟
و آنگاه كه خطبۀ شكوهمند حضرت زينب(س) طنين انداخت،همه چيز
[١]
[٢]