عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ١٢٠ - ٣ طرح شعائر عاشورايى
اى خمپارهها،اى توپها،اى راكتها و اى آتشها مرا دريابيد و خاكسترم كنيد.اين جوانانى كه به جبهه مىروند،تمامى عاشقند؛اگر عاشق نباشند،به اين سادگى به جبههها و مرگ كشيده نمىشوند. [١]
زهير بن قين،يكى از ياران وفادار اباعبداللّه،پس از سخنرانى امام در غروب تاسوعا و دعوت ياران به رفتن گفت:
يا بن رسولاللّه!به خدا سوگند دوست داشتم كه در راه حمايت تو هزاربار كشته،باز زنده و دوباره كشته شوم. [٢]
اين جمله البته با تفاوت تعداد عدد آمادگى براى شهادت از«دهها»تا «صدها»و«هزاران»بار در وصيّتنامهها مطرح شده است.
شهيد شدن در راه خدا،آرزوى هر حزب اللهى است و لذّتى بى پايان دارد، دوست دارم كه صدها جان داشتم و صدها بار در راه خدا جان مىدادم،زيرا شهادت كمال انسان است. [٣]
به آنها (دشمنان)بگوييد كه ما آگاهانه و بيدار بدون هيچ جبر و زورى در اين راه قدم نهاديم و خون خود ريختيم كه ناچيز بود كه اگر هزار جان هم مىداشتيم،در راه خدا و الله اكبر و لا اله الاّ الله...و اماممان نثار مىكرديم. [٤]
بخشهايى از زيارت عاشورا نيز زينتبخش وصيّتنامههاست.يكى از شهيدان در بخشى از وصيّت نامهاش مىنويسد:
تربيتشدگان در دامن مسجد شعارشان اين است:«يا اباعبداللّه انّى سِلمٌ لِمَن سٰالمكُم وَ حَربٌ لِمَن حٰاربَكُم الىٰ يَومِ القِيٰامِة»،ولى چه كنم اين وابسته به
[١]
[٢]
[٣]
[٤]