عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ٢٧٤ - ٧ شركت در رزم
وقتى فرزند نسيبه به شهادت رسيد،وى بدون درنگ شمشير فرزندش را برداشت و قاتل او را با ضربت سختى كه بر رانش وارد آورد،كشت. [١]
صفيّه،دختر عبدالمطلب و عمّۀ پيامبر(ص) هنگامى كه در جريان جنگ احزاب شيطنت يهود را در هجوم به خانههاى مدينه مشاهده كرد،چماقى به دست گرفت و از حصار بيرون آمد و يكى از آنان را به قتل رساند كه موجب ترس و فرار آنان شد. [٢]
در دفاع مقدس نيز زنان دلاورى سلاح به دست گرفتند و با خصم نبرد كردند.يكى از رزمندگان نيروى دريايى ارتش مىگويد:
در قبرستان خرمشهر زن ٦٥ سالهاى را ديدم كه تفنگ اميك M١ بر دوش دارد.گفتم:مادر چه مىكنى؟ گفت:پسر و دخترم آنقدر جنگيدند تا شهيد شدند و اين جا خفتهاند؛من مىروم تا راهشان را ادامه دهم.هرچه او را منع كرديم،نپذيرفت و گفت:بايد از دينم دفاع كنم.اين تنها وظيفۀ شما پسرانم نيست،بلكه وظيفۀ من هم هست.او ماند و جنگيد و سرانجام با تركش خمپاره شهيد شد. [٣]
يكى از خواهران رزمنده مىگويد:
در لبنان بودم كه مسألۀ جنگ پيش آمد و چون جنگ بر مسائل ديگر ارجحيّت داشت،در همان ابتدا مستقيم به اهواز و سپس به جبهه رفتم و اكثر اوقاتم را به جنگ اختصاص دادم و در ابتداى جنگ،در شناسايىها و تكزدنها شركت كردم. [٤]
[١]
[٢]
[٣]
[٤]