عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ٨٧ - ٤ صفا،اخلاص و شور عاشورايى
باور حوادث غيرعادى و خارقالعاده در انديشههاى عادى و خوگرفته به سطح و ظاهر جهان نمىگنجد،امّا براى آنان كه باورمند غيب و گسترۀ بىمرز شهود و اشراق و مكاشفه و اتّصال جانها به عالم ديگرند،بسيار آسان است.
در جبهه صحنهها و حادثههايى اين چنين اتّفاق مىافتاد:
در عمليّات كربلاى ٥،ما در واحد تعاون بوديم.امام جماعت ما طلبۀ جوانى بود به اسم حاج آقا«آقاخانى».از بچّههاى جواديه بود.ما قبل از عمليّات كربلاى ٥ با ايشان آشنا شده بوديم.روحيۀ عجيبى داشت.در حين عمليّات ايشان جنازۀ شهدا را به عقب منتقل مىكرد.طنابى به كمرش مىبست و سر ديگر طناب را به كمر شهدا و آنها را به عقب منتقل مىكرد؛در شرايطى كه گلولۀ مستقيم تانك مىآمد! در يكى از اين آمد و رفتها،بر اثر اصابت گلولۀ مستقيم تانك سر ايشان از بدن جدا شد و به شهادت رسيد.
يكى از برادران روحانى تعريف مىكرد كه در لحظهاى كه سر ايشان از بدن جدا شد،من بالاى سر جنازۀ ايشان رفتم و ديدم كه از تن بىسر ايشان اين صدا بلند شد:«السّلام عليك يا اباعبداللّه»وقتى اين صدا را شنيدم،تنم به لرزه افتاد.
خود من هم هروقت به فكر اين قضيه مىافتم،بدنم به لرزه مىافتد.من تمام اين معنويّت و تقدّس را جز در ارتباط با نماز كه ارتباط روحى و معنوى با پروردگار يكتا است،نمىدانم. [١]
جبهه كانون و خاستگاه اين صحنههاى عاشورايى و آيينۀ اخلاص و صفاى باطن رزمندگانى است كه نه تنها در زيستن و مجاهدت كه در شهادت نيز آرزوى همسانى و همراهى اباعبداللّه الحسين و ياران فداكار و پاكبازش را
[١]