عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ٢٨٠ - فصل چهارم ايثار مجروحان
بهسرعت فرم نظامى و حتّى زيرپيراهنى خود را درآورد و با بدن روى خاكهاى كف سنگر خوابيد تا از سردى خاك براى فرونشاندن عطش خود استفاده كند و بعد از دقايقى برخاست تا به سر كار خود رود.تنى چند از مجروحين كه از اين منظره متأثّر شده بودند،از من خواستند كه سهم [آب] ساعات بعدى آنها را به اين برادر رزمنده بدهم تا لااقلّ كمى از عطش او كاسته شود.من پذيرفتم و از او خواستم كه لباسهايش را بپوشد و در كنار من بنشيند،امّا او در حالى كه مشغول پوشيدن لباسهايش بود.گفت:نه برادر طالقانى،من كه تنها نيستم.همۀ برادران كه در بيرون كشيك مىدهند،مثل من هستند،منتهى من طاقتم كمتر بود،اين كار را كردم؛ما قرار گذاشتهايم كه فقط وقتى آب بخوريم كه آب به اندازۀ كافى براى همه باشد و بعد بهسرعت از سنگر خارج شد. [١]
با وجود سختى ايثار بهويژه آنجا كه پاى جان در ميان است،رزمندگان سلحشور در معامله با پروردگار خود بارها صحنههاى ايثار و پيشگامى در جانفشانى و تحمّل شدائد را آفريدند؛چنانكه دفتر خاطرات اين عزيزان به گوشههايى از اين فداكارىها اشارت دارد.در اين جا چند نمونه را يادآور مىشويم:
در دل تاريكى شب و هجوم مجدّد تانكهاى دشمن،دوباره دل به خدا سپرديم:كمكى كن،جز تو فريادرسى نيست.يك لحظه شنيدم از گوشهاى صدايى مىآيد؛بله،صداى كمكخواهى مجروحى بود.به سمتش رفتم.
جوانى بلندقامت بود كه در خون خود مىغلتيد.بدنش پا نداشت،همينطور
[١]