عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ٢٢٩ - فصل اوّل آواى تكبير
مسلمانان در جنگ خندق از سوى دشمن نيرومند خارجى و نيز دشمن پيمانشكن داخلى تهديد مىشدند.از اين رو،سخت در هراس بودند؛به ويژه هنگامى كه شجاعان دشمن از خندق عبور كردند.در اين هنگام صداى تكبير حضرت على(ع) همزمان با قتل عمرو بن عبدود چنان مسلمانان را روحيه بخشيد كه بهسوى خندق شتافتند و دشمن را سنگباران كردند.در مقابل،شجاعانِ دشمن پا به فرار گذشتند و حتّى نتوانستند يكى از همراهان خود را كه در خندق افتاده بود،نجات دهند.
در پاسدارى شبانه از شهر مدينه به وسيلۀ دو گروه دويست و سيصد نفرى به فرماندهى«سَلَمَة بن اسلم»و«زيد بن حارثه»،آواى تكبير پاسداران كه بهدستور رسولخدا(ص) انجام مىگرفت،موجب امنيّت خاطر شهروندان و هراس دشمنان بود؛به طورى كه يهوديان در داخل شهر نتوانستند اقدامى هماهنگ با احزاب انجام دهند.
افزون بر تأثير تكبير حضرت على(ع) در تقويت روحيۀ ياران و تخريب روحيۀ دشمن در ليلةالهرير و روز آن در جنگ صفين،گاه آن حضرت ياران خود را به سر دادن تكبير توصيه مىكرد.هنگامى كه سى هزار نفر پوشيده در آهن از لشكر معاويه به ميسره (جناح چپ) لشكر حضرت حمله و هزار نفر را محاصره كردند،عبدالعزيز-بن حارث خود را به ايشان رساند و آمادگى خويش را براى انجام مأموريت اعلام كرد.حضرت او را دعا كرد و فرمود:
خود را به برادران محاصرهشدهمان برسان و بگو:اميرالمؤمنين دستور مىدهد تكبير بگوييد،سپس حمله كنيد؛ما هم حمله مىكنيم تا حلقۀ محاصره را بشكنيم.عبدالعزيز با شجاعت تمام از خط محاصره گذشت و خود را به ايشان رسانيد و پيام حضرت را به آنان ابلاغ كرد.آنان تكبير گفته،