عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ٥٩ - ٤-٧ مديريت در بحران
نوعى اتمام حجّت،كوبيدن تازيانه تنبّه و جذب احتمالى عناصرى است كه سوسوى ايمانى در جان و دل دارند.تأثيرگذارى بر دشمن و جذب و جلب كسانى كه استعداد جداشدن از جبهه باطل و پيوستن به جبهه حق را دارند، كمال مديريت در جنگ است.
شيوۀ دعوت و خطابهخوانى اباعبداللّه نيز بسيار جالب و تأملانگيز و درسآموز است.در يكى از خطابهخوانىها-كه احتمالاً آخرين خطابۀ او است-امام به نوعى گفتوگو با دشمن مىپردازد و با پرسش و پاسخ كوشش مىكند پردههاى سياهى را كه بر نگاه و قلب و جان آنها افتاده است،فرو افكند تا حقيقت را روشنتر ببينند.امام حسين(ع) عمامۀ پيامبر را بر سر بست،شمشير او را در كف گرفت،مقابل سپاه ايستاد و در حالى كه بر اسب پيامبر،مرتجز،سوار شده بود،با صداى بلند خطاب به دشمن فرمود:
اى مردم!به سخنم گوش بسپاريد و شتاب نكنيد تا حقيقت را براى شما بازگويم و شما را موعظه كنم و راه بهانه را بر شما ببندم.اگر دربارۀ من انصاف و جوانمردى روا داريد،نيكفرجامى و خوشبختى در انتظارتان خواهد بود و اگر انصاف روا نداريد،در سرانجام كار خويش بينديشيد تا چيزى بر شما پنهان و پوشيده نباشد.آنگاه هر آنچه خواهيد بكنيد.ولىّ و سرپرست من خدا است كه كتاب را فرو فرستاده و او راهبر نيكوكاران است.در نسب من بنگريد و آنگاه به خود برگرديد و وجدان و شعور خويش را به داورى بخوانيد و خود را محاكمه كنيد.آيا روا است كه خونم را بريزيد؟ آيا شايسته است حرمتم را بشكنيد؟
آيا من پسر دختر پيامبر شما و فرزند وصى او و عموزاده او كه اوّل مؤمن و تصديقكنندۀ رسول اوست،نيستم؟ آيا حمزه سيدالشّهدا عموى من نيست؟ آيا