عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ٨٥ - ٤ صفا،اخلاص و شور عاشورايى
جان رزمندگان ايران اسلامى نيز از اين چراغ روشنى مىگرفت و در موجخيز حادثهها و طوفانها همين كشتى به جانها آرامش مىداد كه انّ الحسين مصباح الهدى و سفينة النجاة.
پيوند جان و روح رزمندگان با عاشورا باعث مىشد كه همهچيز تداعىكنندۀ آن حادثۀ عظيم باشد.نمونۀ خواندنى زير خاطرهاى است در بارۀ امير سرلشكر شهيد عبّاس بابايى از زبان همرزم او ستوان حسن روشن كه ترجمان اين ويژگى است:
در پاتكى كه عراق به منظور پسگرفتن جزاير مجنون انجام داد،بابايى شيميايى شد و سر او پر شده بود از تاولهاى ريزى كه خارش داشت.تاولها در اثر خاراندن مىتركيدند و اين مسأله موجب ناراحتى او مىشد.به او اصرار كردم تا به بيمارستان برود،ولى مىگفت كه در شرايط فعلى اگر به بيمارستان بروم مرا بسترى مىكنند.او پيوسته نگران وضعيّت جنگ بود.
در همان روزها،يكروز كه به طرف بيرون جزيرۀ مجنون در حركت بوديم،به بركۀ آبى كه پر از نيزار بود رسيديم.عبّاس لحظهاى ايستاد و به جريان آب دقّت كرد.سپس با حالتى خاص رو به من كرد و گفت:حسن! مىدانى اين آب كدام آب است؟ گفتم:خب،آبى مثل همۀ آبها.عبّاس گفت:اگر دقّت كنى امام حسين(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) در كربلا دستشان را به همين آب زدند؛اين آب تبرّك است.
سپس پياده شد و شروع كرد با آن آب سرش را شستوشو دادن.او معتقد بود كه تاولهاى سرش مداوا خواهد شد.چندروز از اين ماجرا نگذشته بود كه تمام تاولهاى سر او مداوا شد! [١]
[١]