عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ١٣٨ - ٦ الگوها و چهرههاى عاشورايى
نيز امتداد اشكهاى كربلا و گونۀ ديگرى از مبارزه عليه بيدادگران است.يكى از شهيدان با اشاره به اين ويژگى و اشاره به عبور كاروان اسيران از كنار گودال قتلگاه و نيز ياد صحنههاى غمبار كربلا مىنويسد:
خدايا! هر موقع كه واقعۀ كربلا را به ياد مىآورم،چشمانم پر از اشك مىشود و به ياد رگهاى پارهپارۀ حسين مىافتادم كه زينالعابدين(ع)بر آن بوسه مىزند،بهياد رقيّه مىافتادم كه وقتى سر پدرش را مىبيند،جان مىدهد،به ياد بدن حسين مىافتادم كه چيزى از او شناخته نمىشود و به ياد على اكبر حسين مىافتادم.خدايا! ما چنين رهبرانى داشتيم،چطور مىشود كه راه ايشان را فراموش كنيم و چطور مىشود عاشق نباشيم؟ خدايا! من عاشق كربلاى حسينىام،مىخواهم در راه كربلا به شهادت برسم؛كمكم كن! خدايا،تو را طلب كردم،تو را يافتم و شناختم.خدايا! دوستت مىدارم و به تو عشق مىورزم.پس به عهدت وفا كن و مرا به سوى خود بخوان. [١]
از جمله ياران اباعبداللّه كه مورد اشارۀ شهيدان در وصيّتنامهها است، عبداللّه بن عمير كلبى با كنيۀ ابووهب است كه همراه همسر و مادرش از كوفه براى يارى امام آمده بود.او در حمله به سپاه دشمن،استقامت شگفتى از خويش نشان داد و در حلقۀ محاصرۀ دشمن،دست راست و يكى از پاهايش قطع شد و سرانجام،با نيزه و شمشير قطعهقطعه شد.همسرش كه در ميان خيمهها بود،به قتلگاه آمد و در كنار شوهر نشست و خون از سر و صورت وى پاك كرد و به وى گفت:
هَنيٖئاً لَكَ الجَنَّةُ أَسأَلُ اللّٰهَ الَّذىٖ رَزَقَكَ الْجَنَّةَ أَنْ يَصْحَبَنىٖ مَعَك
[١]