عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ١٣٦ - ٦ الگوها و چهرههاى عاشورايى
ياران را در راه معبودش فدا كند،حتّى فرزندانش همچون على اكبر و على اصغر را در راه خدايش قربانى كرد.مادرم! همچون زينب مقاوم باش و ظالمكوب! [١]
شهيدى ديگر براى كاهش تألّم پدر و مادر مىكوشد تا صحنۀ كربلا را در مقابل نگاهشان مجسّم كند و صبورى پدران و مادران را الگويى براى آنها معرّفى كند:
اى مادر و مادرانى كه براى فرزندان خود،در بىپدرى،هم پدر و هم مادرى دلسوز بوديد و خون دل خورديد تا اين كه به اندازهاى رسيدهاند كه بتوانند درك كنند و در راه خدا جهاد كنند و آخر هم به شهادت فى سبيلاللّه برسند! نكند يكوقت ناراحتى در دل راه دهيد! آنها كه از قاسم و على اكبر بالاتر نبودند كه در آن عاشوراى سوزان،تشنهلب شهيد شدند و حتّى كوچكترين ناراحتى از پدر و يا مادرشان ديده نشد،جز اين كه به درگاه خداوند متعال شكرگزارى كردند كه چنين فرزندى داشتند تا توانستند در راه خدا هديه كنند و به شهادت نايل شوند.مادر! تو نيز مرا ببخش و [به شهادتم] افتخار كن. [٢]
شهيد على اصغر قريشى با مقايسۀ كربلا و روزگار ما و دعوت پدر و مادر خود به صبورى و مقاومت مىنويسد:
پدرم! مگر شما نمىگوييد كاش من به جاى حسين بن على(ع) داغِ از دست دادن فرزندان خود را تحمّل مىكردم.اى مادر! مگر شما نمىگوييد كاش من به جاى زينب بودم و عزيزانم به شهادت مىرسيدند و من به جاى او سوار بر شتر عريان به اسارت مىرفتم.حال مگر خمينى فرزند حسين نيست و مگر
[١]
[٢]