عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ٨٤ - ٤ صفا،اخلاص و شور عاشورايى
كربلا و عاشورا و حسين همهچيز رزمندگان بود.جبهه كمفاصلهترين نقطه با كربلا بود و لحظهها بىهيچ درنگى به عاشورا پيوند مىخورد.شب عمليّات، شب عاشورا بود و شور جبهه،شور عاشورايى.در نمونۀ ذيل اين نگاه و احساس جلوه دارد:
مرحلۀ دوم عمليّات كربلاى ٥ آغاز شده بود.گردان ابوالفضل بايد عمليّات مىكرد.قبل از حركت،بچّههاى گروهان را در سولهاى جمع كردم و بعد از توجيه نقشۀ عمليّات،نكات مهم و موارد حسّاس را مطرح ساختم؛براى اين كه مطمئن شوم كه همه مهيّا و مصمّم هستند و اگر كسى مردّد است،به عمليّات نيايد.كثرت خطرات و نفرات دشمن را گوشزد كردم،اما كوچكترين خللى در عزم راسخ آنها بهوجود نيامد.
به هر حال عازم خط شديم و در سنگرهاى جمعى استراحت كرديم تا فرمان عمليّات صادر شود.پس از صدور فرمان حمله،از ميان جهنّمى از آتش عبور كرديم.وسط ميدان مين بوديم.
پيشاپيش بچّهها حركت مىكردم،ولى گاه بچّههاى پشتسرم مجروح مىشدند.
شورى عاشورايى در وجودم احساس مىكردم،فرياد زدم:امشب شب عاشوراست،هركس مىخواهد با يزيديان بجنگد،دنبال من بيايد.
بچّهها با فرياد يا حسين(ع)به پيش مىرفتند.عدهاى را براى پاكسازى كانال فرستادم و سه نفر نيز به نامهاى حسين حسينزاده،رضا صالحى و حميد جاننثارى به همراه من آمدند. [١]
حدود چهارده قرن از عاشوراى اباعبداللّه(ع) مىگذرد،امّا مصباح كربلا روشن است و سفينۀ عاشورا همچنان انسانها را به ساحل فوز و فلاح مىرساند.
[١]