عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ٢٦٣ - ٥ تشويق رزمندگان
سودۀ همدانيه نيز يكى از اين زنها است.او در جنگ صفّين با سرودن اشعارى برادرش را چنين به جنگ ترغيب مىكرد:
شَمِّرْ كَفِعْلِ أَبيٖكَ يَا ابْنَ عَمّٰارَة
يَوْمَ الطَّعٰانِ وَ مُلْتَقَى الاَقْرٰانِ
وَانْصُرْ عَلِيّاً وَ الْحُسَيْنَ وَ رَهْطَهُ
وَاقْصُدْ لِهِنْدٍ وَابْنَهٰا بِهَوٰانٍ
انَّ الْإِمٰامَ أَخُو النَّبِىِّ مُحَمَّدٍ
عَلَمُ الْهُدىٰ وَ مَنٰارَةُ الايٖمٰانِ
فَقُدِ الْجُيُوشَ وَ سِرْ أَمٰامَ لِوٰائِهِ
قِدْماً بِأَبيَضِ صٰارِمٍ وَ سَنٰانٍ [١]
اى پسر عمّاره،همچون پدرت در روز نبرد و هنگام درگيرى هماوردان آستين همت را بالا بزن؛
على و حسين و طايفۀ او را يارى كن و براى هند [جگرخوار] و پسرش ذلّت و خوارى طلب نما؛
همانا امام و پيشوا،برادر پيامبر است؛همان كه پرچم هدايت و مشعل ايمان است؛
پيشتازى كن و در مقابل پرچمش حركت كن و با شمشير سپيد و نيزه پيش برو.
همچنين در تاريخ آمده است:
با پخش شايعۀ كشته شدن رسول خدا(ص) در جنگ احد،عدّهاى از مردم صحنۀ جنگ را رها كرده،به سوى خانههايشان رفتند.زنهاشان آنها را ملامت كرده،مىگفتند:از ركاب رسول خدا گريختهايد؟!...چنانكه امّايمن با برخى از آنها در ميانۀ راه مواجه شد،خاك بر چهرههاشان پاشيد و براى برخى از آنها دوك آورد و گفت:شمشيرت را بده و دوك بريس! [٢]
در قيام حسينى و حركت خونين عاشورا نيز تعدادى از زنها مانند همسر
[١]
[٢]