تخلف در جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٩
به ياران خود گفت: تصميم گرفتهام، ملازم امام حسين (ع) باشم و جانم را فدايش سازم.
آنگاه اموال خويش را به همسر و عموزادههايش داد و گفت: همسرم را به بستگانش بسپاريد.
نويسنده كتاب «نفس المهموم» درباره اينكه چه عاملى سبب شد كه زهير از تخلّف دست كشيد و در نبرد افتخار آفرين كربلا شركت جسته، به مقام والاى شهادت نايل آمد، مىنويسد:
هنگامى كه زهير از نزد امام بازگشت، به ياران خويش گفت: در يكى از جنگها (فتح بلنجر) «١» كه خداوند ما را بر دشمن پيروز گردانيد، غنايم فراوانى به چنگ آورديم و شادمان بوديم ناگهان سلمان فارسى يا سلمان باهلى كه همراه ما بود، گفت:
آيا از اين پيروزى و غنايمى كه به دست آوردهايد، خوشحاليد؟ گفتم: آرى. گفت: اگر سيد جوانان بهشت را يارى كنيد، بيش از اين مسرور و شادمان خواهيد گشت. «٢» از سخن زهير برمىآيد كه امام (ع) اين خاطره را يادآورى كرده و او را برانگيخته است. همچنين نقش تذكر همسر زهير را در فرستادن او به سوى امام حسين (ع) نيز نبايد ناديده گرفت.
٤. بيان پيامدهاى ناگوار تخلّف يكى از عواملى كه مىتواند در تحرك مردم و جلوگيرى از تخلّف، نقش قابل توجهى ايفا كند، تبيين پيامدها و نتايج تلخ و ناگوار تخلّف، در دنيا و آخرت است.
نتيجه دنيوى تخلّف و از زير بار مسؤوليت شانه خالى كردن، سرشكستگى در ميان جامعه اسلامى، هموار كردن راه براى مستكبران و زورمداران و در نهايت خانه و وطن را تحويل دشمن دادن و اسير و ذليل شدن است.
پايان