تخلف در جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧
همواره چنين بوده و هر دو گروه وجود داشتهاند. در زمان رسول خدا (ص) و اميرمؤمنان (ع) و ديگر امامان، كسانى بودند كه براى يارى پيشوايان الهى شب از روز نمىشناختند و درمقابل، كسانى هم بودند كه به خاطر نداشتن انگيزه الهى، از يارى آن عزيزان سر برمىتافتند و از حضور در ميدان نبرد طفره مىرفتند.
قرآن كريم، پرده از چهره اين گروه برمىدارد و آنان را فرصت طلبانى كه فقط منافع زودگذر مادّى برايشان جاذبه دارد، و جز آن، انگيزهاى براى حضور در نبرد با دشمنان اسلام ندارند، معرفى مىكند:
«لَوْ كانَ عَرَضاً قَريباً وَ سَفَراً قاصِداً لَاتَّبَعُوكَ وَلكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَ سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِاسْتَطَعْنا لَخَرَجْنا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ انْفُسَهُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ انَّهُمْ لَكاذِبُونَ» «١» (اى پيامبر) اگر آنان را به منفعتى زودرس و سفرى نزديك فرا مىخواندى، دعوتت را اجابت مىكردند (و به طمع به چنگ آوردن غنايمى كه بدان وعده داده بودى، با تو همراه مىشدند) وليكن از سفرى كه برايشان مشقّتى دارد، گريزانند (از شركت در نبرد سرباز مىزنند) و بزودى به خداوند سوگند ياد مىكنند: اگر قدرت داشتيم با شما براى جهاد خارج مىشديم.
اينان خود را به هلاكت مىافكنند و خداوند مىداند كه اينان دروغگو هستند.
متخلّفان با به كار گرفتن اين روش، خويشتن را به هلاكت مىافكنند. هرگاه نبردى پر سود و آسان پيش آيد، شركت مىكنند و هرگاه اين سفر دور و پرمشقّت بود در پشت جبهه مىمانند و پس از پايان نبرد، براى آنكه خود را از تهمت برهانند، به سوگندهاى شديد متوسل مىشوند. «٢»