تخلف در جنگ

تخلف در جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣

اعْيُنُهُمْ كَالَّذى‌ يُغْشى‌ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَاذا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِالْسِنَةٍ حِدادٍ اشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ اولئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَاحْبَطَ اللَّهُ اعْمالَهُمْ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيراً» «١» نسبت به شما بخل مى‌ورزند. هنگامى كه لحظات ترسناك پيش آيد، مى‌بينى كه به سوى تو مى‌نگرند و از شدّت ترس، چشمانشان در حدقه به گردش درآمده، مانند كسى كه در حال جان دادن است. و چون ترس برطرف گردد، با زبانهاى تيز و با فرياد و خشونت، سهم خود از غنيمت را مى‌طلبند. آنان ايمان نياورده‌اند وخدا اعمالشان را تباه ساخته است و اين كار بر خدا آسان است.
از آيه مذكور برداشت مى‌شود كه انگيزه تمام كارشكنى‌هايشان، بخل بوده است.
آنها نه تنها از بذل جان در ميدان نبرد دريغ مى‌كردند، بلكه در كمكهاى مالى براى تهيه وسايل جنگ و نيز از شركت در حفر خندق و حتّى كمكهاى فكرى، بخل مى‌ورزيدند، بخلى توأم با حرص و آزمندى، چنين كسانى چون از خصيصه ايمان برخوردار نيستند و تكيه‌گاه مستحكمى در زندگى ندارند، در ناگواريها و سختيها كنترل خود را بكلّى از دست مى‌دهند، گويى مى‌خواهند قالب تهى كنند. اما همينكه توفان فرو نشست و وضعيت عادى شد، به سراغ مؤمنان مى‌روند و چنان پرتوقعند كه گويى فاتح اصلى جنگ هستند، با لحنى آمرانه و طلبكارانه فرياد مى‌كشند و با درشتى و خشونت، سهم خود از غنايم را طلب مى‌كنند، و در اين رابطه سختگير و بخيل و آزمندند. «٢» همچنين مى‌فرمايد: