تخلف در جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥
«فَمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ الْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمْلَةَ الْبَلاءِ وَ دُيِثَّ بِالصِّغارِ وَالْقَماءَةِ، وَ ضُرِبَ عَلى قَلْبِهِ بِالْاسْهابِ، وَ اديلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْييعِ الْجِهادِ وَ سيمَ الْخَسْفُ وَ مُنِعَ النِّصْفُ» هر كس از جهاد روى برتابد، خداوند لباس ذلت بر او پوشاند و بلا بر او هجوم آورد و حقير و ذليل گردد و عقل و فهمش تباه شود، و بواسطه تضييع جهاد، حق او پايمال و نشانههاى ذلت و خوارى در او آشكارگردد، و از عدالت اجتماعى محروم شود.
حضرت پس از آنكه از سستى مردم در راه حق، شكايت مىكند، شگفتى خويش را از كار آنان آشكار مىسازد و آنان را بر بهانههاى واهىاى كه مىآورند، سخت مورد نكوهش قرار مىدهد:
«فَاذا امَرْتَكُمْ بِالسَّيْرِ الَيْهِمْ فى ايَّامِ الحَرِّ قُلْتُمْ: هذِهِ حَمارَّةُ الْقَيْظِ امْهِلْنا يُسَبِّخ عَنَّا الْحَرَّ، وَ اذا امَرْتُكُمْ بِالسَّيْرِ الَيْهِمْ فِى الشِّتاءِ قُلْتُمْ: هذِهِ صَبارَّةُ الْقُرِّ امْهِلْنايَنْسَلِخْ عَنَّا الْبَرْدُ، كُلُّ هذا فِراراً مِنَ الْحَرِّ وَ الْقُرِّ فَاذا كُنْتُمْ مِنَ الْحَرِّ وَ الْقُرِّ تَفِرُّونَ؛ فَانْتُمْ وَاللَّهِ مِنَ السَّيْفِ افَرُّ ...» هرگاه در ايام گرما فرمان حركت به سوى دشمن دادم، گفتيد: هوا بشدت گرم است، ما را مهلت ده تا سوز گرما فرو نشيند و اگر در زمستان فرمان حركت دادم، گفتيد: اكنون هوا بسيار سرد است، بگذار سوز سرما برطرف شود، همه اين بهانهها براى فرار از سرما و گرماست! شما كه از سرما و گرما مىگريزيد، به خدا سوگند از شمشير (دشمن) بيشتر فرار خواهيد كرد. «١»