تخلف در جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٩
٩. اعدام و قطع ريشه فساد هر چند شاهد صريح و قاطعى از تاريخ صدر اسلام مبنى بر استفاده از شيوه اعدام در مورد متخلّفان در دست نيست، ولى قراين در لابلاى نصوص تاريخى وجود دارد كه از مجموع آنها برمىآيد كه در لحظههاى حساس، دستورهاى سرّى و محرمانهاى مبنى بر اعدام متخلّفان به برخى از مقامات نظامى داده شده است.
طبيعى است كه اجراى اين دستور، موجب عبرت ديگران گشته و تا حدودى راه تخلّف را سدّ كرد. در جنگ صفين كه معاويه با تمام نيروها و امكانات خود براى از ميان بردن اسلام و تبديل حكومت اسلامى به نظام سلطنتى و بازگرداندن ارزشهاى دوران جاهليت، به ميدان آمده بود، بىتفاوتى يا سرپيچى و تخلّف از جنگ و مقابله با او، به معناى هموار كردن راه تسلط و به قدرت رسيدن بزرگترين دشمن اسلام به حساب مىآمد.
از اين رو، اميرمؤمنان (ع) هنگام عزيمت به سوى «صفين» ضمن بياناتى فرمود: من عقبة بن عمرو انصارى را جانشين خود قرار دادم مبادا از جنگ تخلّف كنيد و در اين رابطه سهلانگارى نماييد؛ زيرا مالك بن حبيب يربوعى را (به عنوان مسؤول اعزام به جبهه) تعيين كرده و به او دستور دادهام كه بدون استثنا هر كس را كه تخلّف كند، به سرعت به شما (سپاهيان اسلام) ملحق سازد.
ان شاءاللَّه.
در اين هنگام، معقل بن قيس رياحى گفت: اى اميرمؤمنان! به خدا جز افراد متهم و منافق از پيوستن به سپاهت سر برنمىتابند و تخلّف نمىكنند. پس به مالك بن حبيب فرمان بده تا گردن متخلّفان را بزند. امام (ع) فرمود: به او دستورى دادهام و البته در اجراى آن كوتاهى نخواهد كرد ان شاءاللَّه. «١»