تخلف در جنگ

تخلف در جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٨

خودفراموشى نجات بخشد و نيز به پيامبر (ص) چنين دستور مى‌دهد:
«وَ ذَكِّرْ فَانَّ الذِّكْرى‌ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنينَ» «١» و پيوسته تذكر ده، زيرا تذكر براى مؤمنان سودمند است. «٢» در تاريخ اسلام به نمونه‌هاى فراوانى مى‌توان دست يافت كه از تذكر به عنوان يكى از عوامل حركت آفرين بهره گرفته شده است.
يكى از شهيدان جاودانه كربلا، زهير بن قين بجلى است كه در آغاز نه تنها انگيزه‌اى براى مبارزه در ركاب امام حسين (ع) نداشت، بلكه حاضر به ديدار آن حضرت هم نبود. هنگامى كه امام حسين (ع) مكه را به قصد عراق ترك گفت، عده‌اى از قبيله «فزاره» و «بجيله» كه رأس آنها زهير بن قين قرار داشت، از مكه عازم عراق شدند، ولى چون زهير عثمانى بود، خوش نداشتند كه با كاروان امام (ع) حركت كنند.
از اين رو، در هر منزلى كه كاروان امام (ع) توقف مى‌كرد، آنان فاصله مى‌گرفتند و در جاى ديگر توقف مى‌كردند. در يكى از منزلها كه با مقدارى فاصله از كاروان امام حسين (ع) توقف كرده و مشغول صرف غذا بودند، شخصى از جانب امام (ع) وارد شد و به زهير گفت: امام (ع) تو را مى‌طلبد.
زهير و همراهانش طورى هراسان و شگفت‌زده شدند كه دست از غذا كشيده، متحير و مبهوت ماندند، گويا پرنده بر روى سرشان است. در اين هنگام، همسر زهير كه دلهم نام داشت، سكوت را شكست و گفت: سبحان اللَّه فرزند رسول خدا (ص) تو را فرا مى‌خواند و تو دعوتش را اجابت نمى‌كنى! برخيز و با شتاب نزد او برو.
زهير برخاست و نزد امام (ع) رفت؛ ديرى نپاييد كه با چهره شكفته و خندان بازگشت و بى‌درنگ فرمان داد خيمه‌اش را بركنده و به اردوگاه امام حسين (ع) منتقل سازند. زهير