تخلف در جنگ

تخلف در جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢

حقيقى باشند «١» همچنين در «شأن نزول» آيه مذكور آورده‌اند كه منافقان، جنگ روانى به راه مى‌انداختند و مسلمانانى را كه از نظر اعتقادى ضعيف بودند، مى‌ترسانيدند و مى‌گفتند:
«ما مُحَمَّدٌ وَ اصْحابَهُ الّا اكَلَةُ رَأسُ وَ لَوُ كانوُا لَحما ابْتَلَعَهُمْ ابوُسْفيانَ وَ اصْحابَهْ.» محمد ويارانش چيزى نيستند و اگر گوشت مى‌بودند، ابوسفيان و يارانش او را مى‌بلعيدند.
منافقان با اين سخنان، آنان را به فرار تشويق مى‌كردند. «٢» برخى مى‌گويند: ابوسفيان به همدستى يهود، منافقانى را كه در حقيقت، برادران و همسنخ آنان بودند (و در نبرد شركت كرده بودند) از ادامه نبرد منصرف كرده و مى‌گفتند: خود را در معرض نابودى قرار ندهيد. از يارى محمد (ص) دست برداريد. آنان هم مى‌پذيرفتند و از صحنه نبرد فاصله مى‌گرفتند. «٣» همچنين در اين نبرد (خندق) متخلّفان منافق به مردم مى‌گفتند:
«وَ اذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ يا اهْلَ يَثْرِبَ لامُقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا» «٤» هنگامى كه طايفه‌اى از آنان گفتند: اى مردم يثرب، اينجا جاى ماندن براى شما نيست. پس به خانه‌هاى خود بازگرديد.
به دنبال آيات قبلى، به شكل جالبى تبليغات زهرآگين متخلّفان بازدارنده چنين بيان شده است:
«اشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَاذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ الَيْكَ تَدُورُ