تخلف در جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٧
«انَّ هذَا الْمالَ لِمَنْ جاهَدَ عَلَيْهِ، وَلكِن لى مالًا بِالْمَدينَةِ فَأَصِبْ مِنْهُ ما شِئْتَ» اين مال از آنِ كسانى است كه در راه به دست آوردنش جهاد كردند؛ وليكن من در مدينه مال شخصى دارم هر چه مىخواهى از آن بردار.
در روايت ديگرى كه از امام صادق (ع) نقل شده، اين گونه آمده است:
اميرمؤمنان (ع) به فرماندار مدينه نوشت كه حقوق اسامه را پرداخت كن. من سوگند و عذرش را پذيرفتم. «١» ٧. عزل از مقام پيش از اين در مورد تناسب موضعگيرى با جرم متخلف و نيز سنجش شرايط سياسى- اجتماعى و پرهيز از افراط و تفريط، سخن گفتيم، بر اين اساس، اگر يكى از مسؤولان و دستاندركاران حكومت، تخلّف ورزد، بايد در برابر او موضعى متناسب و عبرتانگيز انتخاب كرد.
اگر نظام اسلامى درگير جنگى تحميلى و ناخواسته است و يكى از مسؤولان به جاى آنكه در بسيج عمومى بكوشد و خود در جبهه حضور يابد، كارشكنى كرده و مردم را از شركت در جنگ باز دارد، بايد با عزل او و كنار زدنش، فتنه را خواباند.
٨. انزواى سياسى ممكن است در نظام اسلامى، برخى از افراد برجسته و داراى موقعيت سياسى اجتماعى وجود داشته باشند- خواه مسلمان منحرف باشند يا غير مسلمان- كه با نظام اسلامى مخالفت ورزيده و با نوشتهها و گفتههاى خود عواطف مردم را عليه نظام تحريك كنند. اينجاست كه بايد از شيوه انزواى سياسى استفاده كرد و از نوشته و گفتههاى آنان جلوگيرى كرد.