تخلف در جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٣
بهانه قرار داد و گفت: اى پسر پيامبر (ص) اگر در كوفه يار و ياورى مىداشتى، من پيش از همه در راه تو مىجنگيدم، ولى پيروان و ياورانت، تغيير عقيده داده و به ابن زياد پيوستهاند. آنگاه به امام (ع) پيشنهاد كرد كه اسب و شمشيرش را كه از بهترين اسب و شمشيرهاست بپذيرد. امام حسين (ع) در پاسخ فرمود:
«يَا ابْنَ الْحُرُّ! ما جِئْناكَ لِفَرْسِكَ وَ سَيْفِك، انَّما اتَيْناكَ لِنَسْأَلَكَ النُّصْرَةَ فَانْ كُنْتَ قَدْ بَخِلْتَ عَلَيْنا بِنَفْسِكَ فَلاحاجَةَ لَنا فى شَىْءٍ مِنْ مالِكَ وَ لَمْ اكُنْ بِالَّذىِ اتَّخَذَ الْمُضِلّينَ عَضُداً لِانّى قَدْ سَمِعْتُ رَسُولَاللَّهِ (ص) وَ هُوَ يَقُولُ: مَنْ سَمِعَ داعِيَةَ اهْلَ بَيْتى وَ لَمْ يَنْصُرْهُمْ عَلى حَقِّهِمْ الّا اكِبَّهُ اللَّهُ عَلى وَجْهِهِ فِى النَّارِ» «١» ما براى اسب و شمشير، نزد تو نيامدهايم، آمدهايم تا ما را در نبرد با دشمنان يارى نمايى. ما را به مال تو كه از جانت دريغ مىورزى، نيازى نيست. من از پيامبر (ص) شنيدم كه مىفرمود: هر كسى فرياد كمك خواهى اهل بيتم را بشنود و به يارىشان نشتابد، خدا او را به صورت در آتش دوزخ مىافكند.
٤. ابراز تنفر و انزجار گاهى موقعيت ايجاب مىكند كه با متخلّف، از شيوه تنفّر و انزجار و درخواست دورى از رحمت خداوند استفاده شود.
استفاده مقام فرماندهى از شيوه ياد شده، مىبايست به شكل كلى صورت گيرد تا «قاعدين» و كسانى را كه قصد تخلّف دارند، به حركت و جنبش درآورد و بهسوى جبهه روانه سازد. بديهى است بسيارى از افراد همين كه بفهمند، متخلّفان