تخلف در جنگ

تخلف در جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٢

كسى كه دوست دارد در جبهه شركت كند، اما توان جسمى ندارد و يا واقعاً معذور است ولى حضورش را با كمك‌هاى مالى به رزمندگان اعلام مى‌كند فرق دارد.
هنگامى كه امام حسين (ع) در مسير مكّه به عراق، به قصر بنى مقاتل رسيد، خيمه‌اى را كه نيزه‌اى در مقابل آن، در زمين فرو شده و اسبى در كنار آن بسته شده بود، مشاهده كرد؛ آن حضرت پرسيد: صاحب اين خيمه كيست؟ گفتند:
عبيداللَّه بن حرّ جعفى. امام (ع) حجاج بن مسروق را نزد وى فرستاد و او را احضار كرد. عبيد اللَّه سبب را جويا شد. حجاج گفت: ارمغانى نصيب تو شده است، امام حسين (ع) تو را به يارى خويش فرا خوانده است، اگر او را يارى كنى، به پاداشى عظيم نائل خواهى گشت و چنانچه كشته شوى، نامت در طومار شهيدان ثبت خواهد شد. عبيد اللَّه گفت: شيعيان، به آن حضرت خيانت كرده و نيروهاى فراوانى آماده نبرد با او شده‌اند. من از كوفه بيرون آمدم، تا هنگامى كه امام (ع) وارد كوفه شود، در آنجا نباشم؛ زيرا در چنين شرايطى نمى‌توانم به يارى او برخيزم. باز گرد و سلام مرا به امام (ع) برسان و او را از اين ماجرا آگاه كن.
امام حسين (ع) پس از شنيدن سخنان حجاج، به همراه جمعى از ياران خود به خيمه عبيد اللَّه رفت. وى با ديدن امام (ع) به‌پا خاست و آن حضرت را در صدر مجلس نشاند. امام حسين (ع) خطاب به عبيد اللَّه فرمود: همشهريانت ضمن نامه‌هايى مرا دعوت كرده و اظهار داشتند كه براى يارى من همدست و همداستانند و تو مى‌دانى كه انسان، هر كار نيك يا بد انجام دهد، ثواب و عقاب خواهد ديد.
من اينك تو را به بازگشت و توبه‌اى فرا مى‌خوانم كه تمام گناهانت آمرزيده شود. ما را كه خاندان پيامبر خاتميم يارى ده عبيد اللَّه كه شايد به چيزى جز پيروزى نظامى نمى‌انديشيد، كمى ياران امام (ع) و پيوستن مردم به ابن زياد را