تخلف در جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٩
اميرَالْمُؤْمِنينَ، نَحْنُ سِلْمُكَ وَ حَرْبُ عَدوُّكَ»» چه شد با اينكه بزرگان قوم خود هستيد، به يارى من نشتافتيد و در اجابت دعوتم تأخير كرديد؟ به خدا اگر تخلّف شما از جنگ، از روى ضعف نيّت و اعتقاد و كوتاهى بينش بوده است، به هلاكت و نابودى كشيده خواهيد شد و اگر در فضيلت و برترى من ترديد داريد و مخالفت مىورزيد، دشمنانم هستيد، آنها در جواب گفتند: اى اميرمؤمنان! ما به خدا پناه مىبريم، ما تسليم توايم و با هر كس به نبرد بپردازى در نبرديم.
يكى ديگر از كسانى كه در جنگ جمل شركت نكرد، «سعد بن قيس» بود. وى هنگامى كه نزد اميرمؤمنان (ع) رفت و سلام كرد، آن حضرت بهگرمى جواب سلام او را نداد و فرمود:
«وَ عَلَيْكَ وَ انْ كُنْتَ مِنَ الْمُتَرَبِّصينَ» «٢» بر تو باد اگر چه (در اين نبرد) از متخلفان بودى.
امام (ع) با اين جمله، وى را مورد نكوهش قرار داد و تخلفش را به رخ كشيد و ناخشنودى خود را از او اعلام كرد. سعيد كه از چنين نسبتى خوش نداشت، اين سخن را انكار كرد و گفت: اى اميرمؤمنان (ع)! من از آن كسانى كه مىگوييد، نيستم. حضرت فرمود: «فعل اللَّه ذلك» «٣» خدا چنين كرده است؛ يعنى خداوند كسانى را كه از حضور در جنگ امتناع كنند، متخلف و متربص ناميده است.
گفتنى است كه برخورد دقيق و حساب شده امام (ع)، سعيد را متنبّه و متحول