تخلف در جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٨
در نظام دفاعى اسلام، كه به دنبال آيين حياتبخش اسلام، كاملترين و جامعترين نظام دفاعى جهان است، موضعگيريهاى سازنده و جالبى كه بر اصول خاصى، استوار است وجود دارد كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
با متخلّفان كه برخى منافقند و توطئهگر و بعضى سست عنصرند و فتنهگر، گروهى فريفته دنياى زودگذر و عده اندكى نيز فريب خورده شيطان حيلهگر، بطور يكسان برخورد نمىشود، بلكه به شيوههاى گوناگون و متناسب با آنان رفتار مىشود؛ زيرا گاهى جو اجتماعى و موقعيّت سياسى حكومت، ايجاب مىكند كه در برخورد با متخلّفان و فراريان، از سياست خاصى پيروى شود و راه يك سلسله پيامدهاى ناگوار، مسدود گردد، يعنى بايد موضعگيريها بگونهاى باشد كه براى جامعه و افراد خاطى، مايه تنبّه و عبرت و سازندگى گردد و اثرات نامطلوب نداشته باشد. در اين زمينه، فقها در باب نظارت همگانى (امر به معروف و نهى از منكر) مطالبى را يادآور شدهاند.
اين امر، داراى مراتب و درجاتى است كه مىبايد آمر به معروف و ناهى از منكر، آنها را رعايت كند، اگر به راه آوردن و توجه دادن كسى به اشتباهش، با روبرتافتن و چهره درهم كشيدن، ميسّر باشد، استفاده از شيوههاى خشن جايز نيست.
در مسأله مورد بحث نيز رعايت حال فرد و جامعه اسلامى، ضرورى است.
گاهى با روى برتافتن و پاسخ نگفتن، و يا با قطع رابطه و بايكوت، گاهى با نكوهش و سرزنش و زمانى با ابراز تنفر و انزجار در قالب نفرين براى متخلف و در پارهاى از موارد با توسل به قدرت و بردن متخلّفان به صحنه پيكار و گاهى با قطع حقوق و محروم ساختن از امكانات و در برخى موارد نيز با اعدام و ريشهكن كردن مادّه فساد.
البته آنچه در اينجا به آن اشاره مىشود، حكم شرعى نيست بلكه شيوههاى برخورد رسول خدا (ص) و ائمّه معصومين با متخلّفين مىباشد.
اينك به ذكر چند نمونه از شواهد تاريخى كه نشان دهنده شيوههاى متناسب برخورد پيشوايان معصوم عليهم السلام با متخلّفين است، مىپردازيم.