تخلف در جنگ

تخلف در جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢

و در نبرد حديبيه همراهت نگشته‌اند،) به زودى خواهند گفت: اموال و خانواده‌هايمان ما را سرگرم كرد. از خدا برايمان آمرزش بخواه. به زبانهاشان چيزى مى‌گويند كه بر دلهايشان نيست. به آنان بگو اگر خد ٠ ا ٠ وند اراده كند كه زيان يا سودى به شما برساند، چه كسى مى‌تواند بر خلاف آن عمل كند. بلكه خدا به كارهايتان آگاه است.
منظور باديه نشينان عرب از گفتن «شَغَلَتْنا امْوالُنا وَ اهْلُونا» اين بود كه آنچه ما را از همراهى‌تو و يارانت بازداشت، اموال و خانواده‌هايمان بود، زيرا كسى نبود كه به امورمان رسيدگى كند و بيم آن مى‌رفت كه اموال و خانواده‌هايمان تباه شوند، از اين رو پشت جبهه مانديم.
از اينكه از پيامبر گرامى (ص) خواستند كه برايشان استغفار كند بر مى‌آيد كه به تخلف خويش و گناه بودن آن معتقد و معترف بودند. بنابراين، طرح اينكه اموال و خانواده‌هامان ما را از نبرد در ركابت بازداشتند، بدان معنا نيست كه گناه بودن كار خويش را پذيرا نبودند و مى‌خواستند از آن تبرى جويند، بلكه بر آن بودند كه با اين جمله، سبب آلودگى خود به گناه را يادآورى كنند.
خداوند با جمله «يَقُولُونَ بِالْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فى‌ قُلُوبِهِمْ» گفته‌هاشان را تكذيب مى‌كند، پس عامل بازدارنده آنان، نه اموال و خانواده‌ها بود و نه اهميّتى براى استغفار پيامبر (ص) قائل بودند. منظورشان آن بود كه طلب آمرزش خواستن از پيامبر (ص) را سپرى براى بازگرداندن نكوهش و سرزنش از خويشتن قرار دهند.
«قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ لَكُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً انْ ارادَ بِكُمْ ضَرّاً اوْ ارادَ بِكُمْ نَفْعاً» خداوند در اين قسمت از آيه، پاسخ عذرتراشيهاى آنان را داده است. خلاصه پاسخ اين است كه «آفرينش و امر» به دست خداست و او مالك و مدبّر همه اشياء