تخلف در جنگ

تخلف در جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨

متخلّفان يا به خاطر نفاق يا به سبب دنيادوستى و علاقه به زندگى كه در قلبشان جاى گرفته و ايمانشان را ضعيف و ناتوان كرده بود، انگيزه حضور در جبهه را از دست داده بودند.
قرآن كريم در چند آيه بعد چهره نقاب زده متخلّفان را بطور كامل آشكا مى‌سازد:
«انَّما يَسْتَأْذِنُكَ الَّذينَ لايُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ارْتابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فى‌ رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ» «١» همانا آنان كه ايمان به خدا و روز رستاخيز ندارند و دلهايشان در شك و ترديد است، از تو رخصت در ترك جهاد مى‌طلبند. پس اينان پيوسته در شكّ وترديدند.
٣. فقدان شعور مذهبى‌ برخى از مسلمانان سست اراده و كوته‌انديش، به جاى آنكه با تكيه بر خدا با شياطين درونى و برونى و دشمنان خدا و خلق خدا به جهاد برخيزند، حالت انفعالى به خود مى‌گيرند و از رويارويى با خصم سر برمى‌تابند. براى مثال برخى از مقدس مآبهاى جاهل و نادان كه فاقد شعور مذهبى‌اند، براى مصونيت از بعضى (به قول خودشان) گناهان، از دخالت در مسائل اجتماعى و ... خوددارى مى‌كنند و خود را از جامعه كنار كشيده و منزوى مى‌شوند و به عبادت مشغول مى‌گردند. ديگر كارى به جنگ و جهاد و اين قبيل مسائل ندارند، سر در لاك خود فرو مى‌برند.
اين خوش خيالان و «جاهلان متنسّك» در سراب عمل خويش غوطه‌ورند و اعمال عبادى خود را بهترين عمل مى‌دانند (يحسبون انهم يحسنون صنعاً)، ولى نمى‌دانند كه اسلام با رهبانيت و گريز از جامعه و ... مخالفت كرده و به جاى آن، بر حضور در صحنه‌هاى نبرد تأكيد كرده است: