کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ٧١ - دلایل حرمت فیالجمله
معناِی رواِیت، مبهم است. رواِیت، قول زور را به تأِیِید کلامِی کسِی مِیداند که مشغول خواندن غناء است؛ حال اِین تأِیِید که به گفتن واژه «احسنت» است، هم مِیتواند ناظر به محتواِی غناِی آن آوازخوان باشد و هم مِیتواند ناشِی از کِیفِیت صداِی آوازخوان باشد.
امام خمِینِی قدّس سرّه در توضِیح اِین رواِیت مِیگوِید: کلمه «احسنت» در رواِیت، بنفسه باطل و زور نِیست بلکه چون تأِیِید غناء مِیشود، قول زور است.١
مرحوم اما قدّس سرّه معتقد است که اگر ما فقط اِین آِیه را داشتِیم، تنها مِیتوانستِیم حکم حرمت غناء به اعتبار محتواِی آن را استفاده کنِیم؛ زِیرا قول را به زور، اضافه نمود اما هنگامِی که رواِیات را بهعنوان قرِینه در کنار آِیات بررسِی کنِیم، دلالت آِیه اعم مِیشود. در اِین صورت، غناء، هم بهدلِیل سخن باطلِی که در آن به کار مِیرود، حرام است و هم بهعنوان صداِیِی که عارض سخن و محتواِی باطل مِیشود، موضوع حرمت قرار مِیگِیرد؛ زِیرا در رواِیات، قول زور را بهعنوان غناء، تفسِیر کردهاند. آنچه در آِیه، موضوع حرمت است باِید مفهومِی اعم از محتوا و سخن باطل باشد تا بتواند غناء بهعنوان کِیفِیتِی در صوت انسان را نِیز در بر گِیرد؛ بنابراِین هنگامِی که غناء با محتواِی باطلِی همراه باشد، به استناد اِین آِیه، حرمت ذاتِی دارد.٢
اشکال بر استدلال به رواِیات
رواِیاتِی که ذِیل اِین آِیه نقل شده با رواِیتِی که در کتاب «معانِی الاخبار» مرحوم صدوق آمده و واژه احسنت را از مصادِیق قول زور مِیدانست، معارض است؛ زِیرا رواِیات، معناِی قول زور را غناء دانست درحالِیکه از اِین رواِیت مِیتوان فهمِید که مراد از قول زور، اعم از غناء و ساِیر امور باطل است. قول زور، مفهوم عامِی است که غناء نِیز گاهِی
١ . المکاسب المحرمة، ج١، ص٣٠٨.
٢ . ر.ک: همان، صص ٣٣١ و ٣٥٤.