کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ٢٢ - معنای طرب
خارج مِیکند؛ چون اعتبارِی براِی طرب خفِیف نِیست؛١ همانگونه که فرح و نشاط پدِیدآمده از برخِی نوشِیدنِیهاِی شادِیآور تا زمانِی که به مرتبه زوال عقل متعارف مردم نرسد، اعتبار ندارد؛ بنابراِین طرب در غناء، مانند مستِی در شراب است و علّت حرمت غناء، همان علّت حرمت شراب، ِیعنِی ازاله عقل است.٢
امام خمِینِی قدّس سرّه پس از نقل دِیدگاه مرحوم اصفهانِی مِیگوِید: انصاف اِین است که سخن وِی بهترِین سخن در باب غناء و نزدِیک به واقع است؛ هرچند در برخِی از گفتارش مجال مناقشه وجود دارد.٣
مرحوم اما قدّس سرّه در بِیان معناِی اصطلاحِی طرب مِیگوِید: طرب، سستِی و حال خاص (غِیرعادِی) است که بهدلِیل تغنِّی، پدِید مِیآِید نه مطلق فَرَح و شادِی.٤
سِید عبدالأعلِی سبزوارِی رحمه الله نِیز طرب را به تحرّک و جنبِیدن از روِی شادِی معنا کرده و معتقد است که طرب و فرح، بهلحاظ اصل لغت و وجدان، أعمّ از اِین است که آنچه از آن پدِید مِیآِید حلال ِیا حرام، اختِیارِی ِیا غِیراختِیارِی باشد.٥
از تفاسِیر بِیانشده براِی طرب، نتِیجه گرفته مِیشود: هر موردِی که پِیداِیش موضوع غناء در آن مشکوک باشد، حلال است و هر موردِی که دخول آن در موضوع غناء، متِیقّن باشد، حرام است.
١ . ِیعنِی صوتِی که مشتمل بر طرب خفِیف باشد، غناء محسوب نمِیشود.
٢ . الروضة الغناء في تحقِیق معنِی الغناء، صص٢١٩ـ ٢٢٢.
٣ . المکاسب المحرّمة، ج١، صص٣٠٠ ـ ٣٠٣.
٤ . همان، ص٣٠٤.
٥ . مهذّب الأحکام، ج١٦، ص١١٤.