کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١٥٦ - ادله دیدگاه دوم
باشد اما اِین رواِیت، سخنِی درباره غناِی در قرآن نمِیگوِید بلکه بحث، درباره خواندن قرآن به گوهاِی است که حزنِی در صدا احساس شود؛ پس در اِین رواِیت، سخنِی از جواز غناِی در قرآن بِیان نشده است.
رواِیت دوم: «إِنَّ الله عزّ و جلّأَوْحَى إِلَى مُوسَى بْنِ عِمْرَان ٧ إِذَا وَقَفْتَ بَيْنَ يَدَيَّ فَقِفْ مَوْقِفَ الذَّلِيلِ الْفَقِيرِ وَ إِذَا قَرَأْتَ التَّوْرَاةَ فَأَسْمِعْنِيهَا بِصَوْتٍ حَزِينٍ».١
برخِی از فقها بهدلِیل امر خداوند به خواندن تورات با صداِی حزِین، به اِین رواِیت استدلال کردهاند٢ اما رواِیت، هم بهدلِیل وجود عبدالله بن قاسم که واقفِی و کذّاب است و هم بهدلِیل تفاوت موضوع آن (حزِین خواندن آِیات الهِی) با مسئله غناِی در قرآن، نمِیتواند مورد استدلال باشد.
رواِیت سوم: «عَنْ حَفْصٍ قَالَ: مَا رَأَيْتُ أَحَداً أَشَدَّ خَوْفاً عَلَى نَفْسِهِ مِنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ؟عهما؟ وَ لَا أَرْجَى لِلنَّاسِ مِنْهُ وَ کانَتْ قِرَاءَتُهُ حَزَناً فَإِذَا قَرَأَ فَکأَنَّهُ يُخَاطِبُ إِنْسَاناً».٣
حفص مِیگوِید: من کسِی را چون موسى بن جعفر؟عهما؟ نديدم که بر خود بترسد و کسِی را نديدم که از آن حضرت، اميدوارتر باشد. قرآن خواندنش با ناله بود و هنگامِی که قرآن مىخواند گويا با كسى سخن مىگفت.
برخِی از فقها به اِین رواِیت استدلال کردهاند.٤
اِین رواِیت، هم سند ضعِیفِی دارد و هم مفهوم آن با بحث غناء ارتباطِی ندارد؛ زِیرا دلِیل رواِیِی نِیست بلکه مفاد آن گزارش رفتارِی از معصوم ٧ است که نمِیتواند دلِیل
١ . وسائل الشيعة، ج٦، ص٢٠٨.
٢ . کفاِیة الأحکام، ج١، صص٤٢٩ ـ ٤٢٨؛ مستند الشِیعة، ج١٤، ص١٤٧.
٣ . وسائل الشيعة، ج٦، ص٢٠٨.
٤ . کفاِیة الأحکام، ج١، صص٤٢٩ ـ ٤٢٨؛ مستند الشِیعة، ج١٤، ص١٤٧.