کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١١٠ - دلایل حرمت فیالجمله
تعابِیرِی دال بر حرمت وجود دارد؛ حتِی برخِی از آنها غناء را از گناهان کبِیره مِیدانند.١
اشکال سوم: قدرمتِیقّن رواِیات، تحرِیم غناء براِی اِین است که غالباً بلکه دائماً با عناوِین خارجِی مانند اختلاط با زنان، شرب خمر، تروِیج فساد و فحشاء و ... همراه است؛ بهوِیژه در زمان صدور رواِیات. به عبارت دِیگر، وصف غناء به حرمت در اِین رواِیات، از باب وصف شِیء به حال متعلّق است نه به حال ذات.٢ وقتِی گفته مِیشود: «زِید عالم ابوه» ِیعنِی زِید پدرش عالم است. صفت براِی زِید مِیآِید، ولِی مراد از توصِیف، پدر زِید است. در اِین رواِیات نِیز وقتِی غناء، محکوم به حرمت مِیشود، به موارد همراه آن نِیز توجه مِیشود.
پاسخ: آنچه مِیان اصحاب، حرمتِی پذِیرفتهشده دارد، خود غناء است و رواِیات نِیز خود غناء را موضوع حرمت قرار دادهاند. اگر بخواهِیم حرمت غناء را در تعابِیر معصومان علِیهم السلام از باب وصف شِیء به حال متعلّق آن بدانِیم، مرتکب خلاف ظاهر شدهاِیم. اِین سخن که غناء غالباً با اِین عناوِین محرّم همراه است، موجب جواز خود غناء نمِیشود بلکه ِیک مجلس، شامل گناهان گوناگونِی مِیشود که ِیکِی از آنها غناء است. حتِی مِیتوان محور تمام اِین گناهان را همان غناء دانست؛ زِیرا معمولاً زمِینهساز آنها و مهِیّج نفوس است.٣
دلِیل سوم: اجماع٤
اجماع، دلِیل دِیگرِی است که فقهاِی متعدّدِی مانند شِیخ طوسِی، محقّق نراقِی، محقّق
١ . همان، ص١١١.
٢ . همان.
٣ . همان، ص١١٢.
٤ . الخلاف، ج٦، ص٣٠٦؛ مجمع الفائدة، ج٨، ص٥٩؛ جواهر الکلام، ج٢٢، ص٤٤؛ مهذّب الأحکام، ج١٦، ص١٠٩.