کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ٢٧ - معنای ترجیع
اشکالاتِی بر سخن سِید عاملِی رحمه الله وارد شده که در ادامه بررسِی مِیشود:
اشکال اول: اگر معناِی طرب، سبکِی و سستِی عارض بر انسان باشد، ناگزِیر مراد از اطراب و تطرِیب نِیز پِیداِیش همِین حالت است زِیرا اطراب و تطرِیب مشتق از طرب است که به باب افعال و تفعِیل است و چون طرب به معناِی سبکِی است، اطراب و تطرِیب نِیز به معناِی اِیجاد حالت سبکِی است و مطرب نِیز به معناِی پدِیدآورنده آن حالت است وگرنه (اگر در اطراب و تطرِیب، معناِی سبکِی نباشد) اشتراک لفظِی لازم مِیآِید طرب، ِیکبار براِی خفّت و سبکِی وضع شده و بار دِیگر براِی تحسِین و کشِیدن صدا با اِینکه اهل لغت براِی طرب، معناِی دِیگرِی بِیان نکردهاند که تطرِیب و اطراب از آن مشتق شده باشد؛ لذا مِیان اطراب، تطرِیب و طرب، اتحاد معناِیِی است.٤٥
اشکال دوم: معناِیِی که براِی تطرِیب از کتابهاِی صحاح و مصباح المنِیر نقل شد )کشِیدن، زِیبا کردن و ترجِیع دادن صوت( صفت فعل صاحب صدا است نه صفت خود صدا، اما اطرابِی که در تعرِیف مشهور از غناء بِیان شده )کشِیدن صداِیِی که مشتمل بر ترجِیع مطرب باشد( واژه مطرب در اِین تعرِیف، خود صدا است نه فعل صاحب صدا.
باتوجه به اِین تفاوت مِیان اطراب و تطرِیب، ممکن است معناِی تطرِیب شخص در صدا، اِیجاد سبب طرب (سبکِی) بهدلِیل کشِیدن صدا و ترجِیع و تحسِین آن باشد (آوازخوان، طرب را اِیجاد نمِیکند بلکه سبب طرب را اِیجاد مِیکند)؛ پس اِین معناِی تطرِیب با معناِی طرب، منافاتِی ندارد.
اشکال سوم: مجالِی براِی اِین پندار نِیست که ماده تطرِیب (طرب) به معناِی تحسِین
١ . ر.ک: مفتاح الکرامة، ج١٢، صص١٦٧ـ ١٦٨.