کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١٨ - معنای اصطلاحی غناء
همچنِین در تعرِیف غناء گفته شده: «الغِناءُ: التطرِیق و الترنّم بالکلام الموزون و غِیره. ِیکون مصحوباً بالموسِیقِی و غِیر مصحوب».١ غناء، سرودن، نِیکو کردن و ترجِیع صوت با سخن موزون ِیا غِیر آن است که گاهِی با موسِیقِی و گاهِی بدون موسِیقِی همراه است.
و نِیز گفته شده: «الغناء بالکسر: فهو الصوت المطرب».٢ غناء، صوت مطرب است.
اصل، بر حلِیّت اشِیاء است؛ زِیرا «کلُّ شَِیءٍ حلالٌ حتِّی تَعلَم أنَّهُ حرامٌ». لازمه حکم کردن به حرمت چِیزِی، علم داشتن به حرمت آن است؛ پس شک داشتن در پِیداِیش موضوع حرمت، موجب حلِیّت مِیشود.
شِیخ انصارِی رحمه الله بهدرستِی مِیگوِید: همه تعارِیف مذکور از تعارِیفِی است که حرمت نداشتن و غناء نبودن آن معلوم است؛ پس همه آنها به ِیک مفهوم مشخص عرفِی اشاره دارند که نزد عرف، عنوان غناء بر آن صوت، صادق است.٣
معناِی اصطلاحِی غناء
محقّق سبزوارِی رحمه الله مِیگوِید: به گمانم تغنِّی، تطرِیب، لحن، تغرِید٤ و ترنّم در معنا به هم نزدِیک است ِیا اِینکه غالباً مِیان معانِی آنها جمع مِیشود؛ ازاِینرو برخِی از اِین الفاظ در تفسِیر برخِی دِیگر بِیان شده است.٥
١ . القاموس الفقهي لغةً و اصطلاحاً، ص٢٧٩.
٢ . معجم البلدان، ج٤، ص٢١٥؛ لسان العرب، ج١٥، ص١٣٩؛ القاموس المحِیط، ج٤، ص٤٢١؛ تاج العروس، ج٢٠، ص٢٩.
٣ . کتاب المکاسب، ج١، ص١٤٤.
٤ . صداِی غلِیظ و خشن.
٥ . رسالة في تحرِیم الغناء، ص٢٦.