کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١٧٣ - ادلّه جواز
دلِیل سوم: اصل١
اصل در هر چِیزِی بر جواز است؛ پس اگر حرمت، ثابت شود، حرام است وگرنه جاِیز است.٢
معتقدان به اِین دِیدگاه، شکّ درباره حرمت غناِی در مراثِی را مشمول اصل اباحه دانستهاند؛ ازاِینرو در مراثِی اهلبِیت علِیهم السلام اگر ِیژگِیةاِی غناء پدِید آِید، نمِیتوان بهدلِیل شکّ در حرمت، معتقد به حرمت شد، بلکه اصل اباحه جارِی مِیشود.
اِین اصل در اِین موضوع که ادلّه محرز براِی اثبات حکم آن در دسترس است، جارِی نِیست؛ جاِیِی که دلِیلِی وجود داشته باشد، مجالِی براِی تمسّک به اصل، باقِی نمِیماند.
دلِیل چهارم: نتِیجه غناء
غناِی در مراثِی اهلبِیت علِیهم السلام چون به گرِیه و اشک بر مصِیبتهاِی اِیشان کمک مِیکند، چِیزِی که مطلوب شارع است را پدِید مِیآورد و ثواب فراوان دارد؛ پس مِیتوان به جواز اِین مصداق از غناء معتقد شد.٣
اِین استدلال بسِیار ضعِیف است. اِینکه هدف و مقصود مطلوبِی در نگاه شارع با غناء پدِید مِیآِید، سبب جواز آن نمِیشود؛ زِیرا مطلوب شارع را باِید با ابزارِی پدِید آورد که او مِیپسندد و جاِیز مِیداند. حال باتوجّه به ادلّه اگر غناِی در اِین مورد، جاِیز باشد، مِیتوان از آن براِی رونقبخشِی به مراثِی اهلبِیت علِیهم السلام به خدمت گرفت و جاِیز است اما اگر غناِی حرام باشد، نمِیتواند باعث پِیداِیش مطلوب شارع باشد؛ زِیرا هدف خوب، بدِی ابزار را توجِیه نمِیکند؛ چنانکه منافقان اِینگونه گمان مِیکنند. چون گرِیه و اشک بر مصِیبتها با طرب همراه نِیست، مصداق غناِی حرام نِیز پدِید نمِیآِید.
١ . مجمع الفائدة، ج٨، ص٦١؛ مستند الشِیعة، ج١٤، ص١٤٤.
٢ . مجمع الفائدة، ج٨، ص٦١.
٣ . مستند الشِیعة، ج١٤، ص١٤٤.